به زیباییه مشکی

𝐀𝐬 𝐛𝐞𝐚𝐮𝐭𝐢𝐟𝐮𝐥 𝐚𝐬 𝐛𝐥𝐚𝐜𝐤

#به_زیباییه_مشکی.

پارت ۱۴

ویو لیندا:

او..اون ات بود اما چند ماشین دیگه هم اومدن که اونا کاملا معلوم بود برای بانده جانگ هستش

کوک میتونست یک کلمه به خاندان جانگ بگه

عوضی....

ات....کلمه تو سر جئون تکرار میشد

کلافه شد سیگارو زیر پاش خاموش کرد و گفت


_خانم کیم فکر نمیکردم ببینمت سایه تورو فرستاده عجب

+سایه منو نفرستاده.....
من خوده *سایه ام*

این کلمه باعث پوزخند جونگ کوک شد

_خانم کوچولو تو بخوای سایه باشی؟

~[واه واه فیلم ترکی شد]

٪ [چص فیل نیاوردم ایش]

+یعنی انقدر منو پایین دیدی؟ (خنده،تمسخر)

_معلومه

شوگا اسلحشو به طرف ات گرفت

بادیگرادای ات هم اسلحه هاشونو اوردن بالا که...

ات دستشو بالا اورد به نشانه ی قلاف کردن اسلحه

&سایه بلاخره دیدمت

+خوش دیدی

یکی از مردان شوگا به یکی از افراد ات حمله کرد همین کافی بود که ات با کلمه شو بگه

+سایه منم نه هیچ کس دیگه

جونگ کوک با یک کلمه جوری لاس زد اصلا واو عه نه اهم جونگ کوک با یک کلمه همه رو متعجب کرد

_به زیباییه مشکی با وقار قوی زیرک و زیبا به اندازه اینکه همه مس*تت شن

+اژده های سیاه همون خال کوبی دور مچت....من از اولین دیدار فهمیدم دقیقا همونی

٪عوضیاااااااا (داد)
شلیک دارن میکنن

_سایه

ات اسلحه رو اورد بالا تقریبا ۶۸نفر رو کشت

اما جونگ کوک فقط محو نگاه کردن به ات بود



٪افرادش بامن برو سراغ جئون عوضی

(فیکه به خدا فوحش داره وگرنه من اصلا اهل بی احترامی به شوهرمو ندارم)

که یهو

ادامه دارد...

حالم خوب نی تب کردم بهتر شم پارت میزارم
دیدگاه ها (۰)

🖤 وارث سایه‌ها | پارت ۱۴«شلیک در تاریکی» 🔫🌧️صدای شلیک هنوز ت...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط