یک سال از غروب زن داداش عزیزم گذشت دست تقدیر او را ...

یک سال از غروب زن داداش عزیزم گذشت، دست تقدیر او را از باغ زندگی جدا کرد و جز مشتی خاک بر ما باقی نگذاشت. یک سال از پرواز معصومانه‌اش گذشت،این یک سال را با یاد و بی حضورش، چه تلخ و مبهوت به پایان بردیم و در فراقش چه خون‌ها که از دل چکید و چه اشک‌ها که بر رخ دوید، هنوز به یادش اشک می‌ریزیم تا شاید آرام گیریم و با حضور یاران رفتنش را باور کنیم.🖤روحت شاد خواهر گلم😔🖤
دیدگاه ها (۰)

هوا هرچقدر هم سرد بشهباز هم نمیتونه به سردیبعضی از دل ها برس...

دل ســــــــــــــــاده داشتن تاوان دارد ...!هر روز بايد بدو...

یک سال از وداع ناباورانه‌اش گذشت !سالی که با تحمل هجرت تو مب...

یکسال است که دلتنگی های غروب را با بودن در کنار مزارش، سپری ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط