#از_ڪدامـ_روزنــه_می‌تابی_بر_من

#از_ڪدامـ_روزنــه_می‌تابی_بر_من
در تنگنای ِِِِ میانـ ِِِ این همهـ واژه‌های خوب
و نفس تنگی ِِِِ حرف‌ها
از میانـ ِِِ این همهـ سیاهی و زشتی
چگونهـ می‌تابی بر من ؟

نگاه ڪن
از میانـ ِِِ شب‌گریه‌های بی‌پایانـ و
انبوه ِِِِ بغض‌های سرگردانـ
ڪهـ نهـ اندوه‌ات را می‌ڪاهند و نهـ مهربانت می‌ڪنند
و نهـ حتی دست از دامانت برمی‌دارند
ببین
ببین
چگونهـ گل داده‌امـ

از ڪدامـ روزنـ می‌تابی بر من
ڪهـ آفتاب‌گردانـ می‌شومـ
هر صبح رو بهـ تو

بیا
بیا و ببین در هلهله‌ی بی‌امانـ ِِِِ ساز و دف و نی
این قربانیانـ محجوب و گوشه‌گیر

چگونهـ گیسو افشانده‌امـ
چگونهـ با پاهای برهنهـ بر شانه‌ی ڪوه نشسته‌امـ

نگاه ڪن !
چگونهـ شڪفته‌امـ
بی‌نقاب
بی‌هراس رو بهـ چشم‌های تو...
دیدگاه ها (۰)

من اگر یڪ روزخدا را ببینمــنه از بهشتـــ می‌پرسمــنه از جهنم...

خدا را در خود آ

گاهی آدم چیزی را از دست نمی‌دهد؛خودش را لابه‌لای دوست‌داشتنی...

«در دنیایی که هر روز با تیغ‌های تیزِ کلمات، می‌کوشند حجابِ م...

نمی‌شود از ڪنارِ گذشته رد شدفقط چون سال‌ها از آن گذشته استبع...

بهــم گفـت:  شعـرات بـوی پاییـز میـده بـوی بـرگایِ خیـس خـور...

!#مطالبهآقایان مسئول  فرهنگ !تا کی قرار است در برابر این دوگ...

با احترام به آن چیزی که کاش داشتی

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط