حسش میکنم.

حسش میکنم.
چشم‌هایم را محکم‌تر می‌بندم،
به این امید که جلوی گذر زمان را بگیرم یا دست کم کندترش کنم.
من هم دلم نمیخواهد چشم باز کنم.
میخواهم همین‌جور چشم بسته بشینم و تا ابد در رویای مشترکمان زندگی کنم.دلم نمی‌خواهد چشم باز کنم و دنیا را بدون او ببینم.
ولی گاهی هرچقدر تقلا می‌کنی، فایده ای ندارد، بی‌خود و بی‌جهت از خواب می‌پری!

-سم هستم، بفرمایید
دیدگاه ها (۰)

ما گمشده‌ایم در اینجا‌.هیچ راه فراری نیست جز مرگ، شاید آنجا ...

گریه راهی برای آروم کردن قلبهاشکالی نداره بعضی وقتا گریه کنی...

‏راستش من خیلی کار دارم هنوز ، خیلی چیزا هم برای از دست دادن...

هرچه بیشتر حرف می‌زنیم ، کلمات بیشترمعنی خود را از دست میدهن...

پارت ۱۱

#سناریو #درخواستی#چندپارتیپارت ۵وقتی توی اتاق خوابمونیم که ی...

سناریوووووو اوردم آخر کپشن مهم

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط