"به نوازندگان خیابانی احترام بگذاریم"

محبوب من ! بعد از تو گیجم بی قرارم خالی ام منگم 
بر داربستی از چه خواهد شد چه خواهم کرد آونگم
سازی غریبم من که در هر پرده ام هر زخمه بنوازد 
 لحن همایون تو می اید برون از ضرب و آهنگم
تو جرأت رو کردن خود را به من بخشیده ای ورنه 
 ایینه ای پنهان درون خویشتن از وحشت سنگم
صلح است عشق اما اگر پای تو روزی در میان باشد 
 با چنگ و با دندان برای حفظ تو با هر که می جنگم
حود را به سویت می کشانم گام گام و سنگ سنگ اما 
توفان جدا می افکند با یک نهیب از تو به فرسنگم
 در اشک و در لبخند و سوک و سور رنگ اصلی ام عشق است 
 من آسمانم در طلوع و در غروب آبی است بیرنگم
 از وقت و روز و فصل عصر و جمعه و پاییز دلتنگند 
 و بی تو من مانند عصر جمعه ی پاییز دلتنگم


#حسین_منزوی
دیدگاه ها (۸)

غم داشتم و غم خوردن بلد نبودم از بس که تو توی گوشم خوانده بو...

تو می‌گفتی برو و خودت را نجات بده، اینجا هیچی برای آدم‌های ش...

ز چه جوهر آفریدی، دل داغدار مارا؟که هزار لاله پوشد، پس از ای...

گفته بودی «لایُضیعُ عزیزم»، ولی دیر گفته بودی، من و هفت خیل ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط