سکوت

سکوت
واژه ی عجیبی ست
کلی حرف دارد برای گفتن
سکوت یعنی زیستن
سکوت یعنی طغیان در عین آرامش
سکوت یعنی درونت آشفته اما آرام به نظر می رسی
سکوت یعنی بدانی چه بر سرت می آید اما توان سخن گفتن نداشته باشی
سکوت ، توصیفی کامل از من است ، از طبیعت ، از ابر های ساکتِ در حالِ حرکت ، از چشمانِ براقِ گربه ها در شب
توصیفی کامل از دستان مزین با جوهر و رنگ که هر بند انگشتانش حرفی برای گفتن دارد
سکوت توصیفی کامل است از هر چه به سرم آمده ، هر چه در سرم می‌گذرد و هر چه در ظاهرم آشکار است
من سکوتی پر از حرف ام
سکوتی که در عین آرامش طغیان می کند
و در حال طغیان آرام می گیرد
من سکوتی از جنس خاک و ابر و باران ام
سکوتی از جنس نسیمِ میانِ شاخ و برگ های خشکیده ، از جنس بوی گِل و خزه های خیس
وجودم با جوانه های کوچکِ روی شاخه ها پیوند خورده
جوانه هایی که می رویند
مقاومت می کنند
خشک می شوند و روزی در سکوت ، سقوط می کنند و فراموش می شوند
سکوتی از جنس فریاد های خاموشِ جوان های جوانه زده ی مقاومت کرده ی در حال سقوط ...




خاطرات بانوی آشفته
دیدگاه ها (۱)

این آهنگ از ویگن و بارون و چای و غروب >>>>>>

درمان اهمیت ندارد بلکه مهم با درد زیستن است

لطفاً بدی هارو به نداشته هاتون حساب کنین 😄با دیدن درختا و آس...

(P 1)

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط