در چرخش تاریخ، چه سرخورده چه سرخوش

در چرخش تاریخ، چه سرخورده چه سرخوش
دنیا نه به جمشید وفا کرد، نه کورش
آسوده ام از آتش نیرنگ حسودان
از تهمت سودابه بری باد، سیاوش
ما اهلی عشقیم چه بهتر که بمیریم
جایی که در آن شرط حیات است توحش
ای دل! من اگر رازنگه دار تو بودم
این چشمهء خشکیده نمی کرد تراوش
من بی تو سرافکنده و دم سردم و دلخون
ای عشق! سرت سبز و دمت گرم و دلت خوش...

#خاصترین
دیدگاه ها (۰)

در چرخش تاریخ، چه سرخورده چه سرخوشدنیا نه به جمشید وفا کرد، ...

در چرخش تاریخ، چه سرخورده چه سرخوشدنیا نه به جمشید وفا کرد، ...

در چرخش تاریخ، چه سرخورده چه سرخوشدنیا نه به جمشید وفا کرد، ...

در چرخش تاریخ،چه سرخوده چه سرخوشدنیا نه به جمشید وفاکرد،نه ک...

در چرخش تاریخ،چه سرخوده چه سرخوشدنیا نه به جمشید وفاکرد،نه ک...

در چرخش تاریخ،چه سرخوده چه سرخوشدنیا نه به جمشید وفاکرد،نه ک...

در چرخش تاریخ، چه سرخورده چه سرخوشدنیا نه به جمشید وفا کرد، ...

آنچه همه‌ خوبان دارند، طُ یک جـا داری، بی سبب نیست‌ که در کُ...

جریانش اینه

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط