همه از من میترسند چون میگویند تاریکیام پایان هر نور است اما هیچکس ندید ...

_____________________________

همه از من می‌ترسند، چون می‌گویند تاریکی‌ام پایان هر نور است؛ اما هیچ‌کس ندید وقتی تو را دیدم، چگونه تمام تاریکی‌ام لرزید.
تو لبخند زدی، و من فهمیدم حتی موجودی رانده‌شده هم می‌تواند آرزویی پاک داشته باشد.
من هرگز جرأت لمس بال‌هایت را ندارم، چون می‌ترسم خاکستر وجودم سپیدی‌ات را لکه‌دار کند.
پس از دور دوستت دارم، مثل گناهی که هرگز بخشیده نمی‌شود، و مثل عشقی که هرگز نمی‌میرد.

_____________________________
دیدگاه ها (۰)

_____________________________من از جنس سایه‌ام و تو از جنس س...

_____________________________می‌گویند شیطان از نور رانده شد،...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط