چندپارتی

چندپارتی~
درخواستی>>>

p.1

روی تخت دراز کشیده بود

با درد .ولی ساکت

نه اخی میگفت نه چیزی

زیر دلش داشت منفجر میشد

اونقدری بود نمیتونست بلند بشه و بره دارو بخوره

سعی کرد بلند شه اما نشد

جونگکوکی هم پیشش نبود که کمکش کنه

اون صبح زود رفت کمپانی

غافل از اینکه کمی از حال همسرش با خبر و پیگیر بشه

و این ات رو ناراحت میکرد

با همون دلدرد اروم لب زد :

_یعنی حتا یذره هم برات مهم نبودم

دیگه طاقت نیاورد و به زور وارد حموم شد

اب داغ رو باز کرد و نشست توی وان

از درد ابروهاش تو هم رفت

و اخی زیر لب گفت

_جونگکوک خیلی عوضی ...ایییی

_ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ ^ _ _ _ _ _ _ _ _ __ _ _ _ ___ _ _ _ _ _ _

بعد از نیم ساعت توی وان نشستن

از حموم خارج شد و لباسی به تن کرد

ودوباره روی تخت دراز کشید

شاید بگید دلیل دل درد ات چیه؟

دیشب جونگکوک با اون را/**"بط$*ه داشته خیلی خش/ن و رفتار سرد

حالا به نظر شما جونگکوک با این کاری که کرده ات باهاش حرف میزنه؟

معلومه که نه ...

(فلش بک به ساعت ۵ غروب)

دخترک همونطور روی تخت دراز کشیده بود

دره پارکینگ باز شد و ماشینی به داخل پارکینگ رفت

جونگکوک از ماشین پیاده شد

دکمه اسانسور رو فشار داد

اسانسور از طبقه ی ۹ به هم کف رسید

در باز شد جونگکوک وارد اسانسور شد

و روی واحد ۶ کلید کرد ...

وقتی رسید رمز در خونه رو زد و وارد شد

خونه تاریک . نه بوی غذایی میاد .نه تلوزیونی روشن بود

و نه کسی بود که بپره بقلش و کلی ماچ بوسش کنه ...

_ات.من اومدم

ات از طبقه بالا صدای جونگکوک رو میشنید ولی به روی خودش نمی اورد

تا اینکه دره اتاق باز شد و قامت جونگکوک توی چهار چوب در به نمایش گذاشته شد

_سلام عزیزم ...بهتری ؟

ات اروم لب زد :

_مگه برات مهمه جونگکوک

_اگه مهم نبود نمیپرسیدم

ناگهان ات جیغی کشید :

_نه خوب نیستم دلم درد میکنه نمیتونم تکون بخورم
بیا خوب شد جوابتو گرفتی حالا هم برو بیرون ...

ادامه دارد...
دیدگاه ها (۴۵)

فیک نویسم ▪ویکتور ■ممنون میشم به پیجم سر بزنی اینم درخواست د...

خب شاید جئون جای تک تک شمارو گرفته کلش ادیت خودم بود میدونم ...

چندپارتی☆درخواستی>>>p.5هفته ها گذشت پسر با دختر خوب بود و سع...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط