شب تاریک هوای سحرش رامیخواست

شب تاریک هوای سحرش رامیخواست
شهر انگار خسوف قمرش رامیخواست

گوشۀ حجره کسی چشم به راه افتاده
حسن دوم زهرا پسرش را میخواست

حضرت عسکری از درد به خود می‌پیچد
زهر از سینۀ آقا جگرش را میخواست

« آجرک الله بقیة الله »
دیدگاه ها (۰)

به قول یک دوست گرامی، تمام دنیا البته به جز اون رسانه های مع...

نصرمن الله و فتح غریبرخ بنما، آیه امن یجیبپرده بیفکن ز رخ ما...

️ بی بی سی فارسی به همین واضحی واژه #ملت رو که در ادامه همین...

🔰 رهبر انقلاب با اشاره به حوادث اخیر در کشور: تضعیف پلیس یعن...

𝗕𝗿𝗼𝗸𝗲𝗻 𝗣𝗼𝗶𝗻𝘁𝗲 {پوانِ شکسته}𝗣𝗮𝗿𝘁 𝟴𝟮 یهو صدای بلند و رسا از چن...

۱آن روز صبح هوای بهار آنقدر خُنک بود که پنجره ها را بخار پوش...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط