یه تکپارتییییی از جیهوپ شی به قلم لینا
یه تکپارتییییی از جیهوپ شی به قلم لینا؟؟:)
خیابانی پس از باران. هوا خنک و پر از بوی خاک. جیهوپ زیر باران قدم میزند:)
جیهوپ در خیابان قدم میزند، غرق در افکارش. ناگهان چشمش به لونا میافتد که زیر سایهبان مغازهای ایستاده و به باران خیره شده. آرامش نگاهش جیهوپ را جذب میکند. تمام دنیا برایش سبز میشود؛ سبزِ امید و آرامش....
قلب جیهوپ تندتر میزند. او که معمولاً پرانرژی است، حالا ساکت و متفکر شده. این حس جدید را میخواهد در دلش نگه دارد. لبخندی روی لب لونا مینشیند و نگاهشان تلاقی میکند. جیهوپ میخواهد حرفی بزند، اما کلمات را در گلویش حبس میکند. ترجیح میدهد این لحظه ناب را، این آشنایی سبز را، در قلبش پنهان کند. میترسد عشقش را بروز دهد و این حس لطیف از بین برود...
جیهوپ به آرامی سر تکان میدهد و به راهش ادامه میدهد. اما دیگر تنها نیست. تصویر لونا و آن آرامش سبز در قلبش حک شده. عشقی خاموش اما واقعی در وجودش ریشه دوانده. او میداند شاید هرگز این عشق را به زبان نیاورد، اما این سکوت، خود نوعی عشق است؛ عشقی که در قلبش، زیر باران سبز، رشد خواهد کرد.
جیهوپ دور میشود، قلبش پر از احساسی است که تنها خودش از آن خبر دارد. باران حالا برایش رنگ سبزِ زندگی و عشق پنهان دارد....
خبخبخبخببب لینایی هاممم یه لایک و کامنت کوچولو میتونه خیلی خوشحالم کنه:))) بوس بهتون
خیابانی پس از باران. هوا خنک و پر از بوی خاک. جیهوپ زیر باران قدم میزند:)
جیهوپ در خیابان قدم میزند، غرق در افکارش. ناگهان چشمش به لونا میافتد که زیر سایهبان مغازهای ایستاده و به باران خیره شده. آرامش نگاهش جیهوپ را جذب میکند. تمام دنیا برایش سبز میشود؛ سبزِ امید و آرامش....
قلب جیهوپ تندتر میزند. او که معمولاً پرانرژی است، حالا ساکت و متفکر شده. این حس جدید را میخواهد در دلش نگه دارد. لبخندی روی لب لونا مینشیند و نگاهشان تلاقی میکند. جیهوپ میخواهد حرفی بزند، اما کلمات را در گلویش حبس میکند. ترجیح میدهد این لحظه ناب را، این آشنایی سبز را، در قلبش پنهان کند. میترسد عشقش را بروز دهد و این حس لطیف از بین برود...
جیهوپ به آرامی سر تکان میدهد و به راهش ادامه میدهد. اما دیگر تنها نیست. تصویر لونا و آن آرامش سبز در قلبش حک شده. عشقی خاموش اما واقعی در وجودش ریشه دوانده. او میداند شاید هرگز این عشق را به زبان نیاورد، اما این سکوت، خود نوعی عشق است؛ عشقی که در قلبش، زیر باران سبز، رشد خواهد کرد.
جیهوپ دور میشود، قلبش پر از احساسی است که تنها خودش از آن خبر دارد. باران حالا برایش رنگ سبزِ زندگی و عشق پنهان دارد....
خبخبخبخببب لینایی هاممم یه لایک و کامنت کوچولو میتونه خیلی خوشحالم کنه:))) بوس بهتون
- ۱.۱k
- ۲۵ فروردین ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط