عشق پشت میله ها زندانی شد

‍ ‍ عشق پشت میله ها زندانی شد
قلب آهنی در سینه ای از جنس فولاد
حبس شد
آغوش گرم حسرت شد در دل شهر
بوسه تنقلات شد
هیچکس اطراف احساسات عاشقاته
پرسه نمی زند
دود بی حوصلگی خفقان شد
آسمان را ابری کرد
دیدگاه ها (۴۲)

رعد و برقی زدشب بوددکمه ای از پیراهن آسمان جدا شدستاره ها هم...

تو هَم  با ما وَفاداری  نَکردیبِجانَم  جُز  شَرر کاری  نَکرد...

به  قُربانِ  دِلِ  رَنگین کَمانَتبه   قُربانِ   نِگاهِ   بی ...

لحظه ای رَفتَم بخواب وآمدی درخوابِ منای به قربانت چرا شَب گش...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط