من بلد نیستم در عشق سیاست به خرج بدهم

من بلد نیستم در عشــق سیاست به خرج بدهم
به نظرم عشــق در میان سیاست‌ها گم می‌شود.
من بلد نیستم با دست پس بزنم و با پا پیش بکشم،
من ساده و بی ادعا دوسـتت دارم
من وسط ظهر آفتابی و خسته کننده تابستان
در عصر سرد زمستان،
در روزهای پرمشغله زندگی دوسـتت دارم
من بعد از صد سال هم تو را مثل روزهاے اول دوسـتت خواهم داشت...
‌‌‌‌‎‌‌‌‎‌‌‌‌‌‌‎‌‌‌‌‌‌‎‌‌‌‌‌‌‎‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‎‌‌‌‎‌‌‌‌‌‌‎‌‌‌‌‌‌‎‌‌‌‌‌‌‎‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌
دیدگاه ها (۰)

بدترین حس دنیا...حرف نزدن با کسی که عادت داشتی هر روز باهاش ...

خدایـــــــــــــــــــــــــــــا …چه ساختــــــــه ایـــــ...

هر شب چه زیبا باران یادت مےبارد بر شب بوهای عاشقِ قلبمرایحه ...

میدانے دلتنگے چیست ؟ دلتنگے حال منے ستڪه روزے تنهایے هایت را...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط