نگاه اول

نگاه اول💖🌔
پارت²¹

دیانا: اییی

ارسلان: اروم باش اروم بیا بزار ط دلت خوب شه این قرصم بخور

دیانا: اهوم (گریه)

ارسلان: دیانا خورد و خوابش برد
منم بغلش خوابیدم

ــــــــــــــــــ ظهر ـــــــــــــــــــ

دیانا: من برم حمام

ارسلان: برو رفت دیانا ی دفعه گوشیم زنگ خورد امیر بود

مگالمه با امیر_ ارسلان

_سلام بی معرفت

سلام اعع چرا

_چون نمیگی ی دوست بیچاره دارم برم بهش سر
بزنم

بخدا کار دارم

_اوک

کار نداری

_نه باو

بای

_بای
..........................

دیانا امد از حموم بیرون لباس هاشو پوشید امد بغلم

ارسلان: ای جونم عشقمو ببین خوب شدی

دیانا: اهوم

ارسلان: ای جوننننمم

دیانا: ارسلان(با بغض)

ارسلان: جونم چیشده

دیانا: گوشیتو بده

ارسلان: بیا

دیانا: مخام بازی کنم

ارسلان: ای جان فسقلی منننن

دیانا: اهومم فسقلی نیستممممممم

ارسلان: باش باش بازی بکن تو

دیانا: بازی چندتا بریزم

ارسلان: هر چی دوست داری

دیانا: باش

۴۰تاییمون مبارک 🦊🫶🏻
دیدگاه ها (۱۱)

تا حالا دلت برا اردیا تنگ شده؟

چه رنگی دوست داری؟

رمان هام خبـهادامه بدم؟

نگاه اول💖🌔پارت²⁰ارسلان: شماها از کجا پیداتون شد دیانا ترسیده...

Part:4                  my angleبا ویبره رفتن گوشیم رو تخت چ...

قلدر مدرسه عاشقم شد پارت ۸

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط