ما یار ندیده تب معشوق کشیدیم

"ما یار ندیده تب ِ معشوق کشیدیم"
یک عمر به دنبال دل خسته دویدیم

یک شهر درو کرده و صد باغ نشاندیم
یک غنچه از این باغ پر از لاله نچیدیم

عمری پی یک قصه و افسانه ی باطل
ما درد جهان را به دو صد غصه خریدیم

چون دانه ی اشکی فوران کرده و یکبار
از گوشه ی چشمان غزل، ساده چکیدیم

ما بغض فرو خورده ی یک شاعره بودیم
که اینگونه پریشان غزل های سپیدیم

در جنگ میان دل و دین باخته بودیم
اسطوره ی بیگانه ای از جنس شهیدیم

ما سرو چمانیم که در اوج جوانی
ماه ِ رخ دلدار نبوسیده خمیدیم

خود رنج جهان دیده ولی رنج ندادیم
بر شاخ و پَر خسته ی پائیز وزیدیم

یک شهر درو کرده و صد باغ نشاندیم
یک غنچه از این باغ پر از لاله نچیدیم..🦋🦋


نخسته وخداقوت و التماس دعا جانانم💐🫂🧿🌐

#saharshehim💖
دیدگاه ها (۰)

تو چه پرسی که کدامی تو در این عشق چه نامیصنما شاه جهانی ز تو...

میزنم سازی بیا، امشب به سازم ساز کن دلبری کن از من و امشب بر...

تو به بوی غزل و قافیه ، آمیخته ای !به خدا حال مرا ،خوب به هم...

برای چشمهایت، مینویسم نامه ای امشبگرفتارم، اسیر یک دل دیوانه...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط