بی تو آسوده نشد حنجره ام از گله ها

بی تو آسوده نشد حنجره ام از گله ها

بی تو آسوده نشد حنجره ام از گله ها
شکوه ها می کند از فاصله ها فاصله ها

باز صبح دگر و چشم به در دوخته ام
همچو دیروز و پریروز ، پر از ولوله ها

خسته ام بس که سراسیمه دویدم بیرون
پای احساس، پر از خار، پر از آبله ها

شرح ِ دلتنگی ِ تو وزن گرفت از غزلم!
گم شدی در من و من بین ِ ورق باطله ها!

در شبم یاد ِ تو می آید و عطر ِ تو عزیز
وقت ِ بوئیدن ِ بالشت ِ پَر ِ چلچله ها

من به روی گسل ِ خاطره ها میلرزم
گریه آوار شده بر دل ازین زلزله ها
دیدگاه ها (۵)

ای ماه دلم شِکوه ز هر قافله کردممعشوق نیامد به وصال حوصله کر...

از نگاه بد و از پچ پچ و از ولوله هاحنجره پر شده از بغض و دلم...

بی‌قرار توام و در دل تنگم گله‌هاستآه بی‌تاب شدن، عادت کم‌حوص...

بی قرار توام ودر دل تنگم گله هاستآه بی تاب شدن عادت کم حوصله...

بی‌قرار توام و در دلِ تنگم گله‌هاستآه! بی‌تاب شدن، عادت کم ح...

بی‌قرار توام و در دل تنگم گله‌هاستآه بی‌تاب شدن، عادت کم‌حوص...

بی‌قرار توام و در دل تنگم گله‌هاستآه؛بی‌تاب شدن، عادت کم‌حوص...

بی‌قرار توام و در دل تنگم گله‌هاستآه بی‌تاب شدن، عادت کم‌حوص...

( سایه عشق )پارت ۵۷تهیونگ با گرفتن مچ دست ات سمته خودش کشوند...

اصلا مهم نیست !!!چون شما با خزعبلات و کنش های سیاسی , مملکت ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط