صبح یعنى

صبح یعنى
همه ی شهر پر از بوی “خداست”
عابرى گفت :
که این “مطلق نادیده” کجاست؟
“شاپرک” پر زد و با رقصِ خود آهسته سرود
چشمِ دل بازکن
این بسته به افکار شماست

#دریا#طبیعت#قایق
#منظره#مازیار_فلاحی
#آرامش
دیدگاه ها (۱)

خانه های قدیمی را دوست دارمتاریخ در آنها به زیبایی در حرکت ا...

انسانهای ناپخته همیشه میخواهندکه در مشاجرات پیروز شوند...حتی...

قصر نوی شوانشتاین قصری است متعلق به قرن نوزدهم میلادی در جنو...

چند پارتی[از خون تا عشق]

داستان:هوای اوایل پاییز در شهر کوچک “نرگس‌زار” دل‌انگیز بود....

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط