من كه مشتاق حضورم تو چرا بيش و كمي

من كه مشتاق حضورم تو چرا بيش و كمي
لحظه اي مي دوي و گاه دريغ از قدمي ...
دیدگاه ها (۰)

آدمها همیشه خوب و به خاطر پیدا کردن خوب تر ها رها میکننغافل ...

ناامیدم مکن از سابقه لطف ازلتو پس پرده چه دانی که که خوب است...

تو را دوست دارم چون نان و نمک ‌چون لبان گر گرفته از تب ‌که ...

خیال قشنگی ست؛شنیدن صدای خش خش برگ ها زیر پاهایمان...قدم زدن...

لحظه ای کاش کمی صبر کنی....😔

زندگی باید کرد!!!گاه با یک گل سرخ 🌹گاه با یک دل تنگ ❤️‍🩹گاه ...

قرار بود که درددلی کنم با توولی دریغ درین مختصر نشد که نشد

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط