من كه مشتاق حضورم تو چرا بيش و كمي

من كه مشتاق حضورم تو چرا بيش و كمي
لحظه اي مي دوي و گاه دريغ از قدمي ...
دیدگاه ها (۰)

آدمها همیشه خوب و به خاطر پیدا کردن خوب تر ها رها میکننغافل ...

ناامیدم مکن از سابقه لطف ازلتو پس پرده چه دانی که که خوب است...

تو را دوست دارم چون نان و نمک ‌چون لبان گر گرفته از تب ‌که ...

خیال قشنگی ست؛شنیدن صدای خش خش برگ ها زیر پاهایمان...قدم زدن...

خدایا، ما بندگان به شدّت مشتاق به سوی ولی تو هستیم.

◍زندگی باید کرد، گاه با یک گل سرخ، گاه با یک دل تنگ، گاه با ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط