چندپارتی

چندپارتی☆

درخواستی>>>

p.2

ات:
من ات هستم
تا جایی که یادمه همیشه برام قلدری میکردن از خواهر برادرام تا مدرسه و کلاس های مختلف ...خلاصه زندگی کسل کننده ای رو درپیش دارم
دوبار نزدیک بود جونم رو از دست بدم بخاطر یه ریم
همه میدونن ولی به خاطر محبوب و پولدار بودنش مدیر اون رو اخراج نکرد

....

یه ریم با پوزخند به ات نگاه میکرد

جونگکوک موهای ات رو ول کرد و هولش داد

طوری که، افتاد و سرش به یکی از میزها برخورد کرد

_ای

ای کوچیکی زیر لب گفت و تا خواست بلند شه سرش گیج رفت و دوباره خیلی محکم به زمین برخورد کرد

شخصی به طرف او اومد

_ات..حالت خوبه

ات نگاهی به اون فرد انداخت

اون کسی بود که کنارش می نشست

اسمش هارین بود

هارین دستش رو دراز کرد تا کمک کنه ات بلند شه

ات دستش رو گرفت و به کمک اون بلند شد

به سمت میزشون رفتند و نشستند

هارین بطری اب ات رو از بغل کیفش دراورد درش رو باز کرد و به ات داد

_بیا اینو بخور ... سرت که درد نمی کنه

_ممنون ...نه درد نمیکنه

_مطمئنی اخه داره خون میاد

_چ..چی

ات از جاش بلند شد و دوید به سمت حیاط

دستش رو روی سرش گذاشت دید داره خون میاد

اما نه زیاد ...*

اخر زنگ بود

همه از کلاس خارج شده بودند و به سمت خونه هایشون حرکت میکردند ات هم داشت میرفت که شخصی جلویش ظاهر شد

_کجا با این عجله هوم ...

_م..من

ناگهان ضربه ای به شکمش خورد

_برای چی وسط حرفم دهنتو باز میکنی هوم

_غ..غلط کردم

اون شخص کسی نبود جز ...

ادامه دارد ___
دیدگاه ها (۲۲)

سلام چطورید خوشگلام اومدم یه چیزی بهتون بگم بعد از این فیک ...

چندپارتی ☆درخواستی>>>p.1هوا سرد بود دختر درحالی که کیفش را ب...

چندپارتی☆درخواستی>>>p.5هفته ها گذشت پسر با درختر خوب بود و س...

#رُز_زخمی_من part. 73ات. جونگکوک انقدر اذیت نکن..... جونگکوک...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط