عاشقانه های شبنم

تمام دیشب باران می بارید...!
تو نبودی
بوی باران را دنبال کردم
در پیچ و تاب لحظه های بارانی
به دستهای تو رسیدم
دستهایت را به صورتم گذاشتم
و زیر موسیقی باران
برایت حرف زدم
گریه کردم
دستهایت بر صورتم بود
عزیزم!
چه کسی می‌تواند چنین نزدیک باشد
و چنین صادقانه دوستم بدارد
وقتی که باران ببارد و
از دور نزدیک‌ترین باشد
بیا و مرا در باران غرق کن...!
دیدگاه ها (۰)

پارت: 23 (بخش1) **زاویه دید: هیزل**آفتابِ بی‌رحمِ یکشنبه صبح...

از ترس تا اعتمادpart: 8 مد...

˚୨୧⋆د؏ـوﺕ‌ﻧﺎﻣـه‌ی طَﻟـﺎﯾـی˚୨୧⋆ ۲۸ پارتباد ملایمی لابلای ب...

#عاشقانه_های_من#موزیک #آهنگ #ترانه #پاییز #پاییز_زیبا #پاییز...

اسم فیک = "محو اقیانوس نگاهت"پارت "36""ویو جئون آنجلینا"از ص...

رمان عشق ممنوع

──• ⌞𝐌𝐚𝐬𝐤⌝ •──نـقــاب⁹³آروم نزدیک تخت رفتم.لب‌هام می‌لرزید.ب...

رمان:(تا وقتی که عاشقت شدم ^_^

### پارت اول: عطر قهوه و آرامشِ صبحگاهی نورِ کمرنگِ خورشید ا...

#تک‌پارتی تک‌پارتی‌جیهوپوقتی‌مافیا‌بودو... باران به شدت به ش...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط