«من»

«من»
استفاده از این کلمه عجیب است،چون هیچ وقت «من» ای وجود نداشت. حتی زمانی که بچه بودم..
یادم میآید معلم برای ما فعل هایی را انتخاب می‌کرد تا با آن ها جمله بسازیم .
جملاتی ماننده «میخواهم بزرگ بشم.» مینوشتم.اما «من» واقعا این را میخواستم؟
پدر و مادرم میگفتند وقتی بزرگ شوی آدمی موفق و عاقلی میشوی..«من»همیشه میخواستم «عاقل باشم»تا به حرف هایم توجه کنند ،پس همیشه آرزو میکردم زود بزرگ شوم و بزرگ شدم ،عاقل شدم..پس باید مواظب می بودم که چه چیزی از دهنم خارج میشود ،چون به من توجه میکردند..
نباید احساساتم را نشان می دادم ،این واقعا چیزی بود که«من»میخواستم ؟
این چیز «من»بود؟
الان هم چیزی عوض نشده است من هنوزم «من»را نمی‌شناسم . جوری که به خودم می‌آیم و فکر میکنم، «من» رنگ مورد علاقه ای دارم؟
این سؤال های ساده همیشه جوابی دارند اما،«من»نمیداند که باید اسم کدام یک از این رنگ های مضحک را نام ببرد چون او به خودش هم غریبه است..
شاید‌‌...شاید اگر از اینجا بروم و این خانه کوچک را ترک کنم بتوانم خاطراتی را رقم بزنم که «من»خوشحال باشم.!
دیدگاه ها (۲.۵k)

‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ...

...

part: 33name :عشق و جداییویو کوک عذر خواهی ای که از مادر می ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط