Part 39:
«𝓵𝓸𝓿𝓮 𝓪𝓷𝓭 𝓪𝓷𝓰𝓮𝓻»
+من این میکاپ ور میخوام خیلی دوسش دارم(نشونش میده)!
ارایشگر:خیلی قشنگه،همین رو میزنم.
+ممنون!(لبخند)
ارایشگر:(متقابل)
چهل مین بعد:
ارایشگر:خب عروسک تموم شد.....
یکی:عروسک؟جالبه بهش میاد!
+شما؟!
ارایشگر:عه وا داداش تو اینجا چیکار میکنی؟
یکی:عی خداااااااااااااااااااااااا،صد بار گفتم بهم بگو الکس!داداش چیههههه؟
ارایشگر:خیلی خب!
الکس:حالا این عروسک کیه؟
+اهم...من پارک اتم!خوشبختم ا...لکس...
الکس:همچنین(دست دادن اما کوتاه).
ارایشگر:ات این داداشم الکسه منم اسمم امائه.
+شما کره ای نیستین نه؟
اما(همون ارایشگر از این به بعد میشه اما):نه ما استرالیایی و امریکایی هستیم....
+میگم اصلا شبیه کره از ها نیستین!
الکس،اما:باهوشیااااااا!
+دیر فهمیدید،البته حقیقت همیشه دیر روشن میشه....
(واکنش سرنوشت:تو که بلد نبودی🥴)
الکس،اما:(خنده)
+خواهر برادری خیلی باحالینــــــــــــــ!
الکس:حالا که باهامون حال کردی میاید یک دوستی سه نفره تشکیل بدیم؟
اما:اما تو پسری و شاید ات دوست یا اجازه نداشته باشه.
+هی مشکلی نیست اما پنج نفری نه سه نفری!
الکس:هوم؟!؟!؟!
+من دوتا دوستام رو هم میخوام بیارم و یک اکیپ بزرگتر تشکیل بدیم،ما تو مدرسه اکیپ داریم اونم سه نفره،اما بیرون میشیم پنج نفرههههه!نظرتون؟تازه یک پسرم هست به اسمه سوهو!
الکس،اما:قبول(ذوق زده)
+(لبخند)
الکس،اما:(متقابل)
بعد از صحبت کردن رفتم تا لباس م رو بپوشم....
چند نفر کمک کردن تا بعد لباس اکسسوری هام رو بندازم...
یک تاج نقره ای خوشگل و نسبتا بزرگ گذاشتن سرم،شانس اوردم مدل موم چیزیش نشد(همه رو میزارم).
گردنبند و گوشواره ستِ تاجم رو انداختم و کفشای پاشنه بلندِ سفیدم هم پوشیدم و منتظر زنگ تهیونگ بودم....
ادامه دارد...🎀
حمایت؟❤️🩹
شرطا:
لایک:20🎨
بازنشر:7🎨
کامنتم....🎨
+من این میکاپ ور میخوام خیلی دوسش دارم(نشونش میده)!
ارایشگر:خیلی قشنگه،همین رو میزنم.
+ممنون!(لبخند)
ارایشگر:(متقابل)
چهل مین بعد:
ارایشگر:خب عروسک تموم شد.....
یکی:عروسک؟جالبه بهش میاد!
+شما؟!
ارایشگر:عه وا داداش تو اینجا چیکار میکنی؟
یکی:عی خداااااااااااااااااااااااا،صد بار گفتم بهم بگو الکس!داداش چیههههه؟
ارایشگر:خیلی خب!
الکس:حالا این عروسک کیه؟
+اهم...من پارک اتم!خوشبختم ا...لکس...
الکس:همچنین(دست دادن اما کوتاه).
ارایشگر:ات این داداشم الکسه منم اسمم امائه.
+شما کره ای نیستین نه؟
اما(همون ارایشگر از این به بعد میشه اما):نه ما استرالیایی و امریکایی هستیم....
+میگم اصلا شبیه کره از ها نیستین!
الکس،اما:باهوشیااااااا!
+دیر فهمیدید،البته حقیقت همیشه دیر روشن میشه....
(واکنش سرنوشت:تو که بلد نبودی🥴)
الکس،اما:(خنده)
+خواهر برادری خیلی باحالینــــــــــــــ!
الکس:حالا که باهامون حال کردی میاید یک دوستی سه نفره تشکیل بدیم؟
اما:اما تو پسری و شاید ات دوست یا اجازه نداشته باشه.
+هی مشکلی نیست اما پنج نفری نه سه نفری!
الکس:هوم؟!؟!؟!
+من دوتا دوستام رو هم میخوام بیارم و یک اکیپ بزرگتر تشکیل بدیم،ما تو مدرسه اکیپ داریم اونم سه نفره،اما بیرون میشیم پنج نفرههههه!نظرتون؟تازه یک پسرم هست به اسمه سوهو!
الکس،اما:قبول(ذوق زده)
+(لبخند)
الکس،اما:(متقابل)
بعد از صحبت کردن رفتم تا لباس م رو بپوشم....
چند نفر کمک کردن تا بعد لباس اکسسوری هام رو بندازم...
یک تاج نقره ای خوشگل و نسبتا بزرگ گذاشتن سرم،شانس اوردم مدل موم چیزیش نشد(همه رو میزارم).
گردنبند و گوشواره ستِ تاجم رو انداختم و کفشای پاشنه بلندِ سفیدم هم پوشیدم و منتظر زنگ تهیونگ بودم....
ادامه دارد...🎀
حمایت؟❤️🩹
شرطا:
لایک:20🎨
بازنشر:7🎨
کامنتم....🎨
- ۶۱۹
- ۰۲ تیر ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۶)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط