رنگ ها محو میشوند

رنگ ها محو می‌شوند،
معبدها فرو می‌ریزند،
امپراطوری‌ها سقوط می‌کنند،
اما
مهربانی جاودانه است...


زخم‌هایم را دوست دارم.
آنها شاهدان اصلی‌ام هستند
که چطور شجاعانه زندگی کردم...
دیدگاه ها (۸)

هميشه مقداری دلگرمی داخل جيبت بايد باشد که اگر ناگهان در خيا...

بعضی از آدمها آنقدر برایم عزیزندکه در شاهرگ احساسم می‌جوشند ...

فقط اونجا که#بهرام_حمیدیان میگه:"تنهايی دوست داشتنى نيستاما،...

از یک جایی به بعد، بی تفاوت می‌ شوی به هرچیزی که هست،پشت می‌...

وای من نمیدانستم آن چشم ها برای چه کسی است؟ نمی توانستم تصور...

داستان فیک

وقتی چشم هایم باز شد؛صدای او در گوشم طنین انداخت: "جان ناقاب...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط