میگفت وقتی آدم
میگفت وقتی آدم،
عزیزی رو از دست میده،دست به هر چیزی میزنه که
ورق رو به نفع حال خودش برگردونه...
و درموندگی و بلاتکلیفی از علائم اونه!
فکر میکنه اولین شب تنهاییش میمیره
یا دیگه نمیتونه اون آدم سابق بشه...
ولی یه مدت که بگذره همه چیز یادش میره!
.
ولی من وقتی تو رو از دست دادم
به چیزی پناه نبردم...
دست به دامن چیزی نشدم
نرفتم چنگ بزنم به این تقدیر
نشستم یه گوشه
ساکت و غمگین فقط نگاه کردم رفتنت رو...
به همه گفتم خوبم و باز زندگی کردم
انگار نه انگار تموم جونم رو از دست دادم
انگار نه انگار مُردم!
پذیرش واقعیت از دروغی که باور کردی
سخت تره!
من باور نکردم که نیستی!
تو بودی همه جا!
هر جا که پلک میزدم و نفس میکشیدم بودی!
فرق من با اونایی که عزادار رفتن کسی هستن،همینه!
اونا قبول کردن، من نه!
.
فکر میکردم موندگاری!
فکر کردم به تو و حالت..
فکر میکنم به آدم بعدی و قلبت..
من رو تا کجا میکشونی؟
خواستم ببخشمت ولی دیدم نمیشه
خواستم فراموشت کنم دیدم دیره
فقط برای دوست داشتنت همه چیز به موقع بود...
.
میدونی
من چیزی رو از دست ندادم
فقط تو رو دیگه ندارم!
عزیزی رو از دست میده،دست به هر چیزی میزنه که
ورق رو به نفع حال خودش برگردونه...
و درموندگی و بلاتکلیفی از علائم اونه!
فکر میکنه اولین شب تنهاییش میمیره
یا دیگه نمیتونه اون آدم سابق بشه...
ولی یه مدت که بگذره همه چیز یادش میره!
.
ولی من وقتی تو رو از دست دادم
به چیزی پناه نبردم...
دست به دامن چیزی نشدم
نرفتم چنگ بزنم به این تقدیر
نشستم یه گوشه
ساکت و غمگین فقط نگاه کردم رفتنت رو...
به همه گفتم خوبم و باز زندگی کردم
انگار نه انگار تموم جونم رو از دست دادم
انگار نه انگار مُردم!
پذیرش واقعیت از دروغی که باور کردی
سخت تره!
من باور نکردم که نیستی!
تو بودی همه جا!
هر جا که پلک میزدم و نفس میکشیدم بودی!
فرق من با اونایی که عزادار رفتن کسی هستن،همینه!
اونا قبول کردن، من نه!
.
فکر میکردم موندگاری!
فکر کردم به تو و حالت..
فکر میکنم به آدم بعدی و قلبت..
من رو تا کجا میکشونی؟
خواستم ببخشمت ولی دیدم نمیشه
خواستم فراموشت کنم دیدم دیره
فقط برای دوست داشتنت همه چیز به موقع بود...
.
میدونی
من چیزی رو از دست ندادم
فقط تو رو دیگه ندارم!
- ۱۶.۳k
- ۰۴ تیر ۱۴۰۴
دیدگاه ها (۳)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط