اسم فیک

𝑝𝑎𝑟𝑡2۴
اسم فیک:𝑗𝑖𝑚𝑖𝑛 𝑎𝑛𝑑 𝑢𝑜𝑠ℎ𝑎


دخترک بیدار و شد رفت پایین که دید پدرش پایین در حال تماشای تلویزیون است.......

عایشه:بابا...
جیمین:عه بیدار شدی بیا غذا بخور
عایشه:مرسی

دخترک غذا رو تموم کرد وقتی دید کنار پدرش است دلیلی برای ناراحت بودن نداشت لبخند زد با پدرش بازی کرد این موضوع ادامه داشت الان اون دو بهترین دختر و پدر بودن و بعد ها عایشه که بزرگ شد دکتر شد و با یه مرد ثروتمند که هر دو دیوانه وار عاشق هم بودند ازداج کرد و هر هفته به مزار مادر و پدرش که در کنار هم زیر خاک بودند سر میزد و با همسرش گریه میکرد

پایان🍊

چطور بود؟؟؟
دیدگاه ها (۰)

p𝑎𝑟𝑡1اسم فیک:رویای سلطنتیاسلاید بعد فیک نوشته ببخشید اینجوری...

𝑝𝑎𝑟𝑡2اسم فیک:رویای سلطنتیپرنسس به قصر رفت و از شک هیچ چیزی ن...

𝑝𝑎𝑟𝑡23اسم فیک:𝑗𝑖𝑚𝑖𝑛 𝑎𝑛𝑑 𝑢𝑜𝑠ℎ𝑎جیمین یک لحظه کاملا ایستاد او ب...

𝑝𝑎𝑟𝑡22اسم فیک:𝑗𝑖𝑚𝑖𝑛 𝑎𝑛𝑑 𝑢𝑜𝑠ℎ𝑎خلاصه جیمین دخترکش رو به پرورشگ...

.𝓟𝓪𝓻𝓽 ³⁷..𝕽𝖊𝖉 𝕬𝖑𝖆𝖗𝖒.፨𝑅𝑒𝑑 𝐴𝑙𝑎𝑟𝑚፨ملافه اش رو آروم کنار زد، و ب...

.𝓟𝓪𝓻𝓽 ³⁸..𝕽𝖊𝖉 𝕬𝖑𝖆𝖗𝖒.፨𝑅𝑒𝑑 𝐴𝑙𝑎𝑟𝑚፨لوسیا از شوک چشماش باز تر شد،...

سربازی ۱۷

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط