مژده وصل توام ساخته بی تاب امشب

مژده وصل توام ساخته بی تاب امشب
نیست از شادی دیدار مرا خواب امشب
گریه بس کرده‌ ام ای جغد نشین فارغ بال
که خطر نیست در این خانه ز سیلاب امشب
دورم از خاک در یار و، به مردن نزدیک
چون کنم چاره من چیست در این باب امشب
بسکه در مجلس ما رفت سخن ز آتش شوق
نفسی گرم نشد دیده احباب امشب
شمع سان پر گهر اشک کناری دارم
وحشی از دوری آن گوهر سیراب امشب...

#عاشقانه
#خاصترین
دیدگاه ها (۰)

بر جیب صبرم پنجه زد عشقی، گریبان پاره کنافتاده کاری بس عجب د...

چیست قصد خون من آن ترک کافر کیش راای مسلمانان نمی‌دانم گناه ...

سوز تب فراق تو درمان پذیر نیستتا زنده‌ ام چو شمع ازینم گزیر ...

در یک صبح دل انگیز بهاری،بیدارشد گل سرخ با شادابیپلکهاشو وا ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط