نگاه اول

نگاه اول💖🌔
پارت²⁷



امیر: گریه نکن خوب میشع


نیکا: نمیتونمممم


امیر: اععع نکننن مرگ امیر


نیکا: هوممم

............


ارسلان: خانوم دکتر(گریه)


خانوم دکتر: جا یعنی بله


ارسلان: خوب میشه(گریه)


خانوم دکتر: فعلا که خیلی حالش بد هست نمیدونم


ارسلان: ای خدااا (گریه)

..............


ــــــــــــــ¹دقیقه دگه ـــــــــــــــــــــــــ

ارسلان: رسیدیم بردنش اتاق عمل منم گریه میکردم امیر ونیکا هم موند نسشتن بغلم نیکا همش گریه میکرد امیر هم منو ونیکا رو اروم میکرد

ــــــــــــــــــ³ساعت بعد ــــــــــــــ

ارسلان: اقا دکتر از اتاق امد

اقا دکتر ببخشید دکترر


اقا دکتر: جانم


ارسلان: چیشد خانوم خوب میشه


اقا دکتر: خانومتون حالش خوبه بخیر گذشته


ارسلان: اخ خداروشکر مرسی

............

بابا دیانا: ¹⁰شد نیومد بچه زنگ میزنم جواب نمیده

مامان دیانا: وایسا

الو ... الوو


نیکا: سلام خاله خوبی(گریه)


مامان دیانا: چشده


نیکا: قضیه رو گفتم و امدن

...........

نیکا: سلام

دوتاشون: سلام دیانا خبه


نیکا: خوبه بخیر گذشته


دوتاشون: خوبه


بابا دیانا: اون دوتا کین


نیکا: این دوست پسر خودمه امیر
این...



بابا دیانا: ایننن


ارسلان: من......

۵۰تایی شدیم پارت بعدی رو میزارم
دیدگاه ها (۷)

دیانا ادیتم

نگاه اول💖🌔پارت²⁶نیکا: چندتا پسر دور ورمون بودن منو ودیانا تر...

هعی خداکنه بازم اشتی کنن

گنچی و شینا گفتن :چیشد بابا مامان حالش خوبه😥گیو:اره شما دوتا...

^رُمــــآنـــــ^ | [نــِفــرتـــ وَ عِــشــقـــ] ...

ܥ݆ـܢܚ݅ܩߊ‌ܝ̇ߺــ یܟܿـے✨️𝐏𝐚𝐫𝐭𝟐𝟏_-خب بفرما خانوم ا.ت اینم آبمیوه...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط