به یاد کسی که توی قلبم حک شده
چشمانش، کهکشانی از زیبایی بود، اما سرنوشتش را در تیرگی شبهای بیستاره مییافت
لبخندش، رقص بیبدیل گلهای بهاری بود، اما تقدیرش را در سوگ رزی سیاه و پژمرده میدیدم
روحش، به وسعت و آبی بیکران اقیانوس بود، اما ژرفایش را تاریکی بیانتهای یک غرقاب در بر گرفته بود
تنش، پاکی و درخشش برف را داشت... برفی که با خون سرخ گلهای رز آغشته شده بود
و زیباترین لبخندش را درست در آستانهی پرواز ابدیاش به یادگار گذاشت
@xavira
اما نوشته هایت تا اعماق وجودم ادامه پیدا کرد و توی قلبم حک شد
همانند نام زیبایت
ماهزاد من
فراموش شدنی نیستی
@xavira
ببخشید زیاد نوشتنم خوب نیست
خیلی دوستت دارم 🥹🫂😭
لبخندش، رقص بیبدیل گلهای بهاری بود، اما تقدیرش را در سوگ رزی سیاه و پژمرده میدیدم
روحش، به وسعت و آبی بیکران اقیانوس بود، اما ژرفایش را تاریکی بیانتهای یک غرقاب در بر گرفته بود
تنش، پاکی و درخشش برف را داشت... برفی که با خون سرخ گلهای رز آغشته شده بود
و زیباترین لبخندش را درست در آستانهی پرواز ابدیاش به یادگار گذاشت
@xavira
اما نوشته هایت تا اعماق وجودم ادامه پیدا کرد و توی قلبم حک شد
همانند نام زیبایت
ماهزاد من
فراموش شدنی نیستی
@xavira
ببخشید زیاد نوشتنم خوب نیست
خیلی دوستت دارم 🥹🫂😭
- ۶۱۲
- ۰۲ اسفند ۱۴۰۴
دیدگاه ها (۱۵)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط