دلم آشفته آن ماه ناز است هنوز

دلم آشفته ي آن مايه ي ناز است هنوز
مرغ پر سوخته در پنجه ي باز است هنوز

جان به لب آمد و لب بر لب جانان نرسيد
دل به جان آمد و او بر سر ناز است هنوز

گر چه بیگانه زخود گشتم و دیوانه ز عشق
یار عاشق کش و بیگانه نواز است هنوز

خاک گردیدم و بر آتش من آب نزد
غافل از حسرت ارباب نیاز است هنوز

گر چه هر لحظه مدد می دهدم چشم پر آب
دل سودا زده در سوز و گداز است هنوز

همه خفتند به غیر از من و پروانه و شمع
قصه ی ما دو سه دیوانه دراز است هنوز

گر چه رفتی ز دلم حسرت روی تو نرفت
در این خانه به امید تو باز است هنوز

این چه سوداست عمادا که تو در سر داری
وین چه سوزیست که در پرده ی ساز است هنوز
دیدگاه ها (۰)

🌸سلام روزتون پربرکت🌸صبح پنج شنبه تون معطر🌸به ذکر عطر خوش صلو...

🌻 ســـلام💗 صبح آخر هفته تون 🌻بخیر و سلامتی 💗امیدوارم زندگیتو...

تقدیم به هرچی رفیق بامرام وبامعرفت

نیایش صبحگاهیخـــــدایـــــا.....شڪر می‌ڪنم تو را بابت نعمت ...

#دوستت_دارم و دانم که تویی دشمن جانماز چه با دشمن جانم شده‌ا...

ارباب منPart20چاعان:با صدای بلند و عصبانی گفتم کسی حق نداره ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط