دیوانه ام دیوانگی قانون نمی فهمد

دیوانه ام دیوانگی قانون نمی فهمد
حالی که من دارم خودِ مجنون نمی فهمد
بارانی از اشکم،پر از سیلم،پر از توفان
ویران کنندم بستر کارون نمی فهمد
من آخرِ مرگم به خاک افتاده ام حتّی
دردی که دارم قرن ها طاعون نمی فهمد
داراییم تنهاییم هست و غزل هایم
اینگونه ثروت را دلِ قارون نمی فهمد
مستم ازین تنهایی و پُرشور می رقصم
مستانه بودن را شرابِ خون نمی فهمد
شاعر که بی خود می شود چیزی نمی داند
روز عزا و هفته ی میمون نمی فهمد
فانوسم و آتش کشیدم سینه ی خود را
دیوانه ام دیوانگی قانون نمی فهمد...🦋🦋

#saharshehim💖
دیدگاه ها (۰)

بِه دلتنگی قَسَم . . .دردی شبیهِ دردِ دوری نیست ،که جانت میر...

چون زلف تو ام جانا در عین پریشانیچون باد سحرگاهم در بی سر و ...

خیال روی تو در هر طریق همره ماستخیال روی تو در هر طریق همره ...

سپیـــده خنده زد در اوج تاریکیشبی که نامِ تو افتاد به بخت و ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط