آقا جان… شهیدِ ما، رهبرِ ما…
آقا جان… شهیدِ ما، رهبرِ ما…
آقای سید حسن نصرالله…
آقای سید ابراهیم…
و حاج قاسم…
چه کنیم با این همه درد؟
با این همه دلتنگی که در سینه جمع شده و راه نفس را گرفته…
ما ماندهایم و راهی که سنگین است…
و دلی که از غمِ شما آرام ندارد…
اما شما به ما یاد دادید:
درد را به ایمان تبدیل کنیم…
اشک را به امید…
و غربت را به ایستادگی…
آقا جان…
اگرچه چشمهایمان پر از اشک است،
اما دلهایمان هنوز ایستاده است…
ما بر عهدیم…
بر همان راهی که شما رفتید…
بر همان پرچمی که شما بلند کردید…
آقای سید حسن نصرالله…
آقای سید ابراهیم…
و حاج قاسم…
چه کنیم با این همه درد؟
با این همه دلتنگی که در سینه جمع شده و راه نفس را گرفته…
ما ماندهایم و راهی که سنگین است…
و دلی که از غمِ شما آرام ندارد…
اما شما به ما یاد دادید:
درد را به ایمان تبدیل کنیم…
اشک را به امید…
و غربت را به ایستادگی…
آقا جان…
اگرچه چشمهایمان پر از اشک است،
اما دلهایمان هنوز ایستاده است…
ما بر عهدیم…
بر همان راهی که شما رفتید…
بر همان پرچمی که شما بلند کردید…
- ۳۸۰
- ۰۴ خرداد ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط