لایک فالو و بازنشر کنید قشنگام

. ٫٫مافیای من٫٫ .
پارت2

لونا بعد از فارغ‌التحصیلی،به عنوان یک مأمورمخفی تازه کار،وارد پرونده‌ای شد که در نگاه اول ساده به نظر می‌رسید.
مأموریتش نفوذ به یک شرکت و جمع‌آوری اطلاعات بود؛
مأموریتی که قرار بود اولین قدم واقعی او در این مسیر باشد.
اما همه چیز وقتی تغییر کرد که اسم الکساندر به میان آمد.
مردی که هیچ شباهتی به آدم های معمولی نداشت.
لونا ، این مأموریت را پذیرفت و با هویتی جعلی ، به عنوان یک منشی تازه‌کار وارد شرکت شد؛
بی‌خبر از اینکه مقصدش فقط یک طبقه‌ی اداری نیست ، بلکه قلمرو آدم‌هایی است که نامشان را با ترس زمزمه می‌کنند.
با قلبی که محکم در سینه‌اش می‌کوبید،وارد لابی شد.
همان لحظه فهمید اینجا با شرکت‌های معمولی فرق دارد.
درهای آسانسور باز شدند.
لونا قدمی بیرون گذاشت و وارد راهرویی شد که روشنایی سردش،بیشتر از آنکه آرامش بدهد،حس خطر را زنده کرد.
صدای قدم‌هایش در سکوت فضا پیچید.
همان لحظه ، درِ یکی از اتاق‌ها بازشد و دریک بیرون آمد.

#رمان #رمانتیک #رمان_عاشقانه #رمان
دیدگاه ها (۰)

خیلی بده

پرفکت

اوکی ما میدونیم کوک مال توعه

تنها دردی که حاضرم تا اخر عمرم داشته باشم

اهوی ریز پا

پارت جدید از ساختمان شرکت اومدی بیرون خیلی دیرت شده بود ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط