برای او part : 5

_ التماستون میکنم که برا من درباره ی به جاش به دکتر شو
+ نطق نکنین وقتی من بیمارستان بودم این پرستارا بودن که باعث شدن من تغییر کنم و این کاریه که من میخوام بکنم از بچه ها مراقبت کنم و کاری کنم که وقتی که مریضن کمتر بترسن
هیچ حرفی نمیزنم
حالا چه ؟ این زن جوان از برادرش حامله بود و در نتیجه مسئولیتش بر گردن او اما چگونه از پس این کار بر بیاید؟ اگر جیمی زنده بود
میتوانست او را مجبور کند که با ویولنت ازدواج کند او میتوانست....
جیمی زنده نبود و دو به خود یاداوری که خودش دلیل آن بوده
دوباره احساس گناه بر او متولی شد و ارزو میکرد که عکس العملی نشان ندهد مشکل اصلی در حال حاظر حامله بودن ‌ویولنت بود و اینکه با او و این شرایط چکار باید بکند
ویولنت با نارحتی در صندلی خود جابه جا شد با اینکه سپاسگذار مهربانیه آقای پارک بود اما نمیدانست که دقیقا از او چه میخواهد او پدر بچه نبود و در نتیجه این مسئله هم مشکل او نبود با این حال پارک در مورد اینکه آیا واقعا جیمی پدر بچه است او را مورد بازخواست قرار نداده بود و فکر نمیکرد که نظر بدی درباره اش داشته باشد
یک بچه با دستش شکم خود را لمس کرد به نظر غیر ممکن بود که بچه ای در درونش در حال رشد بود مطمئنا او همیشه خواستار خانواده ای برای خود بود اما نه به این طریق و نه به این زودی با حال این تنها چیزی بود که از جیمی باقی مانده بود
دوست داشت بداند که جیمی در این مورد چه عکس العملی نشان میداد با وجود درخواست احساسیش در آخرین باری که به خانه بازگشته بود ‌ویولنت چندادن مطمئن نبود که او بخواهد ازدواج کند حتی مطمئن نبود که خودش هم این را بخواهد همه چیز خیلی سریع رخ داده بود آنها با هم قرار گذاشته و اوقات خوبی را داشتند و بعد او به ارتش ملحق شد و آنها از طریق نامه و ایمیل با هم ارتباط برقرار میکردند و سپس او برای یک مدت کوتاهی به خانه بازگشته بود او فرصتی برای فکر کردن نداشت
_ ما باید با هم ازدواج کنیم
در ابتدا ویولنت مطمئن نبود که درست شنیده است و برای اینکه مطمئن شود که او واقعا صحبت کرده به پارک نگریست
+ معذرت میخوام ؟
نگاهش صوت او را ترک نمیکرد
_ ما باید هر چه زودتر ازدواج کنیم جیمی برادر من بود و بچه ی اون هم مسئولیت من محصوب میشه من دارم کاری رو انجام میدم که باید انجامش بدم با این تفاوت که ما با هم رابطه ای نداریم
مسئولیت او ؟ با حالتی عصبی اندیشید که در اصل او عموی بچه بود و در حقیقت او رئیس رئیسش بود و ویولنت اصلا او را نمیشناخت پارک به ارامی گفت

های گایز اینم از پارت جدید لایک و کامنت بزارید حمایت کنید یادتون شرط پارت بعدی
لایک : ۲۳
کامنت : ۳۰
دیدگاه ها (۴۱)

little girl

برای او part : 4

برای او part : 3

چند نکته در مورد احترام به والدین

خیلی عجیبه هاااا!؟یعنی جمهوری اسلامی حقوق میده به این نره خر...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط