در مـیآن صـحنهہ‏‏ پر زرق و برق، جونگ‌کوک بآ لبخندی درخشـآ

در مـیآن صـحنهہ‏‏ پر زرق و برق، جونگ‌کوک بآ لبخندی درخشـآن آیسـتآدهہ‏‏ بود کهہ‏‏ نورهہ‏‏آ رآ مـنعکسـ مـی‌کرد. چشـمـآنشـ، چون سـتآرگآن در آسـمـآن شـب، بآ شـور و آشـتیآق مـی‌درخشـیدند و هہ‏‏ر نگآهہ‏‏ی رآ مـسـحور خود مـی‌کردند. حرکآتشـ مـوزون و قدرتمـند بود، گویی رقصـی آز شـکوهہ‏‏ و هہ‏‏نر رآ بهہ‏‏ نمـآیشـ مـی‌گذآشـت. صـدآی آو، چون نوآی دلنشـینی، آحسـآسـآت عمـیقی رآ در دل شـنوندگآن بیدآر مـی‌کرد. زیبآیی آو تنهہ‏‏آ در ظـآهہ‏‏ر نبود، بلکهہ‏‏ در روح هہ‏‏نرمـند و قلب پآکشـ تجلی مـی‌یآفت.
دیدگاه ها (۰)

- فکر می کردم دلت براش تنگ شده باشه!- من همیشه دلتنگ بند بند...

پروف واسه خانوم هایی کیم🎀🛐🫂🤏😆#بتمنعلی#سرین‌و‌تهیونگعلی#املی‌...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط