در مـیآن صـحنهہ پر زرق و برق، جونگکوک بآ لبخندی درخشـآ
در مـیآن صـحنهہ پر زرق و برق، جونگکوک بآ لبخندی درخشـآن آیسـتآدهہ بود کهہ نورهہآ رآ مـنعکسـ مـیکرد. چشـمـآنشـ، چون سـتآرگآن در آسـمـآن شـب، بآ شـور و آشـتیآق مـیدرخشـیدند و هہر نگآهہی رآ مـسـحور خود مـیکردند. حرکآتشـ مـوزون و قدرتمـند بود، گویی رقصـی آز شـکوهہ و هہنر رآ بهہ نمـآیشـ مـیگذآشـت. صـدآی آو، چون نوآی دلنشـینی، آحسـآسـآت عمـیقی رآ در دل شـنوندگآن بیدآر مـیکرد. زیبآیی آو تنهہآ در ظـآهہر نبود، بلکهہ در روح هہنرمـند و قلب پآکشـ تجلی مـییآفت.
- ۲۵۶
- ۲۷ خرداد ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط