قلب یکی یکی رگ هاش و از دست داد

قلب یکی یکی رگ هاش و از دست داد
و مغز‌‌..مغز؟ بلند بلند خندید‌.




































_کافه تهکوک #TK






































The disease of memories with you`
دیدگاه ها (۰)

یک نوره غریبه ب اندازه تاریکی..ترسناکه! _دزیره تهکوک _کافه ت...

مرا در بغلت بفشار تا حس کنم که واقعاً نزدیک تو هستم وگرنه خی...

کوک : دیشب داشتم با ماه حرف میزدماون از خورشیدش میگفت.. منم ...

ته : جونگ کوکا یه چیزی رو میدونستی؟ اگه من نمیتونم داشته باش...

Stop waiting for friday, for summer, for someone to fall in ...

my demon

پایان خوش نبرد پسر ایرانی در کاپ آسیا

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط