انگار از دل ظهرهای قدیم درآمده باشد

انگار از دلِ ظهرهای قدیم درآمده باشد؛
صدای کندِ بخارِ قوری،
سایه‌ی گلدان‌ها روی فرشِ رنگ‌پریده،
بوی بهارنارنج که یادِ روزهای بی‌دغدغه را زنده می‌کند
هر برگ می‌رقصد، و هوا مستِ عطرِ
پرتقال و خاطره‌ی زعفران است؛ زمانی که دنیا
هنوز آرام‌تر نفس می‌کشید 📻🍊

@rasta_3831 ༢ ⌟☘️🌷


#رسقا #طبیعت #نوستالژی
#ویسگون #انرژی_مثبت
#سبز #چِ‌جانَم #حس_خوب
#زندگی #امید #صبح_بخیر
#شاعرانه #کپشن #هنری
دیدگاه ها (۰)

«در هر پیچشِ گلدانِ قدیمی، خاطره‌ای از بهارِ از دست رفته، چو...

«تاروپودِ سبزِ پیچک، معماریِ سکوت است؛ و در سایه‌ی آن، عطرِ ...

به قولِ شفیعی کدکنی؛عاشق شو ار نه💕🎀روزی، کارِ جهان سر آید.⌜ ...

قرمه‌سبزی، خوابِ سبزِ دیگ‌های مسیه؛جایی که زمان می‌ایسته تا ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط