«من دوست داشتم که صورت زیبایی را بر روی سینه‌ام بگذارم

«من دوست داشتم که صورت زیبایی را بر روی سینه‌ام بگذارم
وَ بمیرم
اما نشد
هستی خسیس‌تر از این‌هاست
دردی که آدم، حسی که
احساس می‌کند،
بی‌انتهاست
من این چکیده‌های اول و آخر را هم
برای تو در این جا نوشته‌ام.»
دیدگاه ها (۱۵)

از ما گذشتید باشد مشکلی ندارد اصلااما بی صبرانه منتظریم که ا...

گفت چشماتو ببند و به من فکر کن. گفتم چشمام رو ببندم نمی‌بینم...

دلتان هوای ما را نکند لطفا...کلاهتان اینجا هم افتاد برای برد...

و جهنم تنها جای کسانیست که فهمیدند دوستشان داریم اما رفتند.....

اصالتِ انسان نه در بی زخمی، بلکه در این است که با وجود تمامِ...

👤: کسی که تو را دوست دارد اگر زهر هم بود بنوش، اما اگر کسی ت...

برای خوشحال کردن کسی حتما لازم نیست از زیبایی های ظاهری اون ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط