پارت چهارم سرنوشت نفرین شده

پارت چهارم سرنوشت نفرین شده

دستاشو داخل جیب هودیش گذاشت و روی یکی از نزدیک ترین نیمکت ها نشست روی نیمکت دراز کشید به اسمون خیره شد نفس عمیق کشید چهره
سری جلوی دیدشو گرفت چند پلک سریع زد دوباره همون دختر رو مخ سلنا
بلپد شد و نشست رو نیمکت با همون صدای کلفت گرفتش و کلافش گفت..
: « باز چه کوفتی میخوای »
: « هیچی فقط در موردت کنجکاوم »
مینجه موهاشو بهم ریخت و جواب داد..
: « خب که چی چیکار کنم؟ »
: « مینجه چی باعث شده انقدر سرد بشی؟»
: « چی باعث شده بچسبی به خایم و پیله کنی بهم؟ »
: « عجیب و خشن بودنت »
: «اعو ددی خشن دوست داری؟ شرمنده من ببعی گوریل نمیخوام »
: « چی میگی من لزبین نیستم »
: « عه؟ به تخمم »
: « نداری »
: « اگه داشتم میتونی هندلش کنی؟ »
: « مینجه چرا نمیزاری شانسمو امتحان کنم؟ »
: « برای چی؟ هندل کردنم؟ »
: « نه اینکه رفیقت شم »
: « اها چون حدس میزنم تهش چی میشه »
از رو نیمکت بلند شد از کنار سلنا رد شد ولی سلنا دستشو گرفت و ادامه داد..
: « هیچوقت نمیتونی داستان زندگیتو حدس بزنی »
: « داستان زندگی؟ بهتره بگیم داستان از پیش تعیین شده »
: « مگه فیلم یا دیزنیه؟ »
: « خب اره فقط یه فرق داره همیشه پایان خوش درکار نیست »
: « جدا به این طرز فکرت میخندم »
: « عادیه چون دردناکه میخندی »
: « ن چون غیر قابل باوره »
: « ولی من بهش باور دارم میشه دستمو ول کنی؟ »
: « ن »
: « مثل اینکه جدی نمیخوای بیخیال من شی »
: « ن »
: « عالیه »
با صدای زنگ مینجه بدون حتی یک کلمه حرف از سلنا جدا شد و دوباره وارد کلاس شدن..
دیدگاه ها (۴)

پارت پنجم سرنوشت نفرین شده روی نیمکت کلاس نشست اروم بود خودک...

پارت شیشم سرنوشت نفرین شده..اروم سرشو روی میز گذاشت چشماشو ب...

(پارت سوم سرنوشت نفرین شده)از کلای خارج شد به سمت سرویس بهدا...

(پارت دو رمان سرنوشت نفرین شده)مینجه دست به سینه شد و به بیر...

⁦✿My lovely idol⁦✿ 2✯part:¹⁸هیونا دستش رو روی صورت جونگکوک گ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط