Wounded butterfly
🦋 Wounded butterfly 🦋
Part 16
ویو یانگ هی🦋
با تشنگی و گشنگی خیلی شدیدی بیدار شدم . ساعت 3 شب بود . سرم درد میکرد و معدم میسوخت دستم درد میکرد اما اصلی ترین چیز من اخرین بار تو پارک بودم اما الان تو خونه ای هستم که نمیشناسم . برگشتم دورو برمو نگاه کردم وایسا این پسره همونی نیست که تو قبرستون دیدمش ؟ یذره دقت کردم که دیدم عه همونه . یعنی منو اورده خونش ؟ وایسا لباسای خودم چرا تنم نیست ؟ این حوله چیه درو سرم ؟ وای خدااااااا چه غلطی کردم بدون محافظ امدم بیرون الان من چه غلطی کنم ؟ یعنی لباسامو کی عوض کرده؟ اروم بلند شدم که نگاهم افتاد رو صورتش . خیلی کیوت بود مرتیکه دوست داشتم لپاشو گاز بگیرم . رفتم سمت درو خواستم بازش کنم که دیدم قفله و کلیدم روش نیست . واااااا پسره روانیه ؟ چرا درو قفل کرده؟ بابا منو ول کن پسره اگه بفهمی من کیم شلوارت که سحله زندگیتو خیس میکنی . هه چطور جرعت کرده درو رو من قفل کنه؟ حتی پارچ ابم نذاشته اینجا . وایییییییی دستم چقدر درد میکنه استین هودی رو زدم بالا که با یه چسب رو دستم رو به رو شدم . واااااا من کی سرم زدم خودم خبر ندارم ؟
خواستم بیدارش کنم ولی خیلی مظلومانه خوابیده بود . به من چه مظلومی واسه زنت مظلوم شو . معلوم نیست زن داره یا نداره یا حتی دوست دختر داره یا نداره به من چه مرتیکه روانی .
یانگ هی 🦋 اهای پسره ، اقای جئون....که اسمتم یادم نمیاد بیدار شو همین الان توضیح بده من اینجا چیکار میکنم . بدو سریع . بیچاره یجوری داد زدم عین برق گرفته ها پرید از خواب .
یانگ هی🦋 بدو دیگه گشنمه تازه تشنمم هست . پاشو دیگهههههه.
ویو جونگ کوک 🌕
تو خواب ناز بودم که صدای داد یه نفر آمد. خدا کی امده یعنی ؟ (میزان حافظه 100 از 10 به این میگن ) یجوری بلند شدم و رو تخت سیخ نشستم که فکر کنم تا دوهفته کمرم خشک بمونه . دوباره بعد یه مکث کوتاه همون صدا امد.
یانگهی 🦋 بدو دیگه گشنمه تازه تشنمم هست . پاشو دیگهههههه. بزور چشامو باز کردم ببینم کیه تازه یادم امد این همون دختره یانگ هیه آوردمش خونه . بزور خندمو کنترل کردم. موهاش هنوز تو حوله بود و پاچه و استین دست پای راستش بالا امده بود و هودی از شدت گشادی تو تنش کج شده بود و تقریبا شونه های سفیدشو به نمایش گذاشته بود . از اون بدتر رنگ صورتش که قرمز بودنش از شدت عصبانیت معلوم بود.دیگه نتونستم و پقی زدم زیر خنده که قشنگ منفجر شدنشو حس کردم
یانگ هی 🦋 چته به چی میخندی اقای جئون بازم تکرار میکنم اسمتو یادم نم......
کوک 🌕 اسمم جونگ کوکه (با خنده )
یانگ هی 🦋 وسط حرفم نپررررر. داشتم میگفتم مگه بهم نخ وصله اینطوری میخندی ؟ والا مردم میرن سیرک اینطوری نمیخندن . مرض گلو نر بگیری الهی نصفه شبی اعصابمو خورد کردی (جدی عصبانی)(((یه یاد اوری مرض دارم گریه کنید داستان سد انده اونم دو فصلش😔😭😭😭😭 )))
کوک 🌕.......
ادامه دارد 💜 🩷 ❤️ 🤍
شرط :
لایکا ۱۵❤️
Part 16
ویو یانگ هی🦋
با تشنگی و گشنگی خیلی شدیدی بیدار شدم . ساعت 3 شب بود . سرم درد میکرد و معدم میسوخت دستم درد میکرد اما اصلی ترین چیز من اخرین بار تو پارک بودم اما الان تو خونه ای هستم که نمیشناسم . برگشتم دورو برمو نگاه کردم وایسا این پسره همونی نیست که تو قبرستون دیدمش ؟ یذره دقت کردم که دیدم عه همونه . یعنی منو اورده خونش ؟ وایسا لباسای خودم چرا تنم نیست ؟ این حوله چیه درو سرم ؟ وای خدااااااا چه غلطی کردم بدون محافظ امدم بیرون الان من چه غلطی کنم ؟ یعنی لباسامو کی عوض کرده؟ اروم بلند شدم که نگاهم افتاد رو صورتش . خیلی کیوت بود مرتیکه دوست داشتم لپاشو گاز بگیرم . رفتم سمت درو خواستم بازش کنم که دیدم قفله و کلیدم روش نیست . واااااا پسره روانیه ؟ چرا درو قفل کرده؟ بابا منو ول کن پسره اگه بفهمی من کیم شلوارت که سحله زندگیتو خیس میکنی . هه چطور جرعت کرده درو رو من قفل کنه؟ حتی پارچ ابم نذاشته اینجا . وایییییییی دستم چقدر درد میکنه استین هودی رو زدم بالا که با یه چسب رو دستم رو به رو شدم . واااااا من کی سرم زدم خودم خبر ندارم ؟
خواستم بیدارش کنم ولی خیلی مظلومانه خوابیده بود . به من چه مظلومی واسه زنت مظلوم شو . معلوم نیست زن داره یا نداره یا حتی دوست دختر داره یا نداره به من چه مرتیکه روانی .
یانگ هی 🦋 اهای پسره ، اقای جئون....که اسمتم یادم نمیاد بیدار شو همین الان توضیح بده من اینجا چیکار میکنم . بدو سریع . بیچاره یجوری داد زدم عین برق گرفته ها پرید از خواب .
یانگ هی🦋 بدو دیگه گشنمه تازه تشنمم هست . پاشو دیگهههههه.
ویو جونگ کوک 🌕
تو خواب ناز بودم که صدای داد یه نفر آمد. خدا کی امده یعنی ؟ (میزان حافظه 100 از 10 به این میگن ) یجوری بلند شدم و رو تخت سیخ نشستم که فکر کنم تا دوهفته کمرم خشک بمونه . دوباره بعد یه مکث کوتاه همون صدا امد.
یانگهی 🦋 بدو دیگه گشنمه تازه تشنمم هست . پاشو دیگهههههه. بزور چشامو باز کردم ببینم کیه تازه یادم امد این همون دختره یانگ هیه آوردمش خونه . بزور خندمو کنترل کردم. موهاش هنوز تو حوله بود و پاچه و استین دست پای راستش بالا امده بود و هودی از شدت گشادی تو تنش کج شده بود و تقریبا شونه های سفیدشو به نمایش گذاشته بود . از اون بدتر رنگ صورتش که قرمز بودنش از شدت عصبانیت معلوم بود.دیگه نتونستم و پقی زدم زیر خنده که قشنگ منفجر شدنشو حس کردم
یانگ هی 🦋 چته به چی میخندی اقای جئون بازم تکرار میکنم اسمتو یادم نم......
کوک 🌕 اسمم جونگ کوکه (با خنده )
یانگ هی 🦋 وسط حرفم نپررررر. داشتم میگفتم مگه بهم نخ وصله اینطوری میخندی ؟ والا مردم میرن سیرک اینطوری نمیخندن . مرض گلو نر بگیری الهی نصفه شبی اعصابمو خورد کردی (جدی عصبانی)(((یه یاد اوری مرض دارم گریه کنید داستان سد انده اونم دو فصلش😔😭😭😭😭 )))
کوک 🌕.......
ادامه دارد 💜 🩷 ❤️ 🤍
شرط :
لایکا ۱۵❤️
- ۲.۴k
- ۰۲ بهمن ۱۴۰۴
دیدگاه ها (۳)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط