روایت آخر از زبان شهید سید احمد پلارکرفاقت بلد باشبقیه

📌روایت آخر از زبان شهید سید احمد پلارک:رفاقت بلد باش،بقیه‌اش با من

🔸اسم من منوچهر پلارکه...حاج‌آقا ضیاآبادی تو مسجد محله‌مون اسم من رو گذاشت احمد. از اونجایی که مادرم سید بود، شدم سید احمد پلارک.

🔹چهل روز قبل از شهادتم رفتم زیارت امام رضا و شهادتم رو از امام رضا خواستم. همون شب خواب شهیدی رو دیدم که گفت: «تو بهشت با من همسایه‌ای.»

▪️وقتی برگشتم به مادرم گفتم: «مامان، هر کاری داری انجام بده، چون من دیگه برنمی‌گردم.» گفتم: «برات کاری نکردم، ولی قول می‌دم اون‌قدر تو رو بالا ببرم که همه‌چی رو جبران کنم.»

▫️تو خط عملیات بودیم که تیر خورد به کتف و پهلوم. قبل رفتن به کانال به همرزمام گفتم: من داخل این کانال شهید می‌شم.

●اگر می‌خوای شفاعتت رو کنم، نمازت رو مرتب بخون و زبانت رو نگه‌دار.

○اگر الان از مزارم بوی عطر میاد، دلیلش رو فقط خدا می‌دونه.من همیشه نماز شب و زیارت عاشورا می‌خوندم.

🔻تو قطعه ۲۶ بهشت زهرا منتظرتم.یه رفیق واقعی باش، تو رفاقت بلد باش؛ بقیه‌ش با من...

#شهید_سید_احمد_پلارک
#هوش‌مصنوعی#شهدا
#شهدای_ایران
#شهدای_اسلام
#یاد_شهدا
#راه_شهدا
#وصیتنامه_شهدا
#شهید
#شهید_زنده
#شهیدان
#مدافعان_حرم
#مدافع_وطن
#شهدای_مدافع_حرم
#شهدای_گمنام
#شهید_گمنام
#شهید_مدافع_حرم
#شهدای_جنگ_تحمیلی
#شهید_سلیمانی
#شهید_بزرگوار
#شهید_زین‌الدین
#یادگاران_دفاع_مقدس
#دفاع_مقدس
#شهید_زنده
#مسیر_شهدا
#خاطرات_شهدا
#سبک_زندگی_شهدا
#زندگی_شهدا
#شهدا_شرمنده_ایم
#یادواره_شهدا
#شهدا_چراغ_راه
#شهید_مظلوم
#شهید_نوشت
#شهدا_افتخار_ما
#نام_شهید
#لبیک_یا_شهید
#فرهنگ_شهادت
#مکتب_شهید
#مکتب_سلیمانی
دیدگاه ها (۲)

دردانه های شهدای مدافع حرم از پدرشان و حاج‌ قاسم می گویند فر...

سردار #شهید_حسن_باقری باید بدانیم که در همه حال، بدهکار خدا ...

روزی در سال ۱۳۶۲، پسربچه‌ای ۱۳ ساله از اردبیل، خودش را با سخ...

فرازی از وصیت‌نامه شهید مدافع حرم سجاد زبرجدی:«پس از نمازهای...

💯شهید سید عباس موسوی،یکی ازموسسین حزب الله لبنان تعریف کردکه...

part=۶Red moon ماه قرمز ویو تهیونگ صورتم رو نزدیکش بردم که ...

پارت (۳)فلش بک به صبح میا آماده شدم. صبحانه خوردم پدرم که مث...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط