قصد کردم زیرِ بارانِ خزان بنویسمت

قصد کردم زیرِ بارانِ خزان بنویسمت
در هلالِ پاکِ هر رنگین کمان بنویسمت
می گزینم رنگ سبز و می نویسم زندگی
از تهِ قلبم تو را با روح و جان بنویسمت
می زنم چرخی چُنان پروانه های دوره گرد
حضرت شمعم ! تو را با صد زبان بنویسمت
کس نمی بیند میانِ خانه یِ قلبِ مرا
من تو را با هر غزل مست و نهان بنویسمت
کاری ندارد جوهرم رقصان شود
تا  تو را در هر زمان و هر مکان بنویسمت...🦋🦋

گجن خیرلی اولسون اورگیمین بندی💐🧿🫂🌐♾

#saharshehim💖

#عاشقانه
#دُردونه_قلبم❤
دیدگاه ها (۰)

مژدهٔ وصلِ تو کو کز سرِ جان برخیزمطایرِ قُدسم و از دامِ جهان...

دوباره دیدنت شده تمام آرزوی منبرای خاطر خدا شبی به دیدنم بیا...

من قطب مغرور غزل بودم توو کوچه های شعر : یک شب گرد وقتی رسید...

عاشقانه

ای لبت باده‌ فروش و دل من باده‌ پرستجانم از جام می عشق تو دی...

خالـق، مـرا شاعـر ، تـو را شعـر آفریدهچشمت دو بیتی، لب غزل، ...

از تــــو می نویسم موهــــایم تشنــه لمس دستهای تو از من می ...

می شود تنها شويم يک بوسه از چشمت کنمحلقه ی پيوندمان را دزدکی...

صبحدر امتداد لحظه‌های عاشقانه‌هادر خیالم با تو عشقِ شیرینم ق...

دوباره دیدنت شده تمام آرزوی منبرای خاطر خدا شبی به دیدنم بیا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط