هر چقدر بیشتر می‌گذرد

هر چقدر بیشتر می‌گذرد
می‌فهمم برای این حجم از دلتنگی برنامه‌ریزی نکرده بودم،
تسکینی کنار نگذاشته بودم،
حسابش را نمیکردم این‌قدر بیشتر از توقع‌ام ظاهر شوم.
به گمانم آدم از تنها چیزی که در خودش خبر ندارد همین است،
"زور بازوی دوست داشتنش"..
دیدگاه ها (۱)

هرچقدر بیشتر می‌گذردمی‌فهمم برای این حجم از دلتنگیبرنامه‌ریز...

گاهی فکر می‌کنم شاید دیوانگی، آن چیزی نباشد که آدم‌ های عاقل...

گاهی دلم برای خودم می‌سوزه؛ برای تمام لحظه‌هایی که لبخند زدم...

𝑳𝒐𝒗𝒆 𝒐𝒓 𝒍𝒊𝒆❶❺_بخش سوم_سوروس_وای...او با دست خودش برای کف کلب...

خیلی ذوق دارمشبیه همان شوقی که بارها در نگاهت دیده بودم.می‌د...

پشت لبخند جیمین پارت هشتماجرای جیمین تموم شده بود و مثل همیش...

#باران 🦋🫰🏼«بابای مهربانم… نمی‌دانم این نامه را کجا باید پست ...

CAPTURED IN PARIS

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط