هوا خیلی سرد بود

هوا خیلی سرد بود
داشت بارون میزد
تا از در خونمون برسم به ماشین
خیس شده بودم و داشتم میلرزیدم
پالتوشو انداخت رو شونه هام
گفت پس چترت کو؟
گفتم پیداش نکردم نخواستم زیاد منتظر بشی
چشمش افتاد به دکه گل فروشی که کنار خیابون بود
بدون چتر و پالتو رفت برام یه شاخه گل گرفت
حالا اونم خیسِ خیس شده بود و داشت میلرزید
خندیدم گفتم دیوونه سرما میخوری
چرا اینجوری رفتی؟
بگو ببینم مناسبتش چیه؟
گفت چون خیلی دوسِت دارم
و تنهات نمیزارم هیچوقت
اگه قراره تو سرما بخوری منم باید سرما بخورم
من اینجام که تو تنها نباشی،اگه تو شرایطی باشی که تو دنیا یک نفر فقط شبیه تو باشه خودمو شبیهت میکنم تا دنیا برات غریب نباشه
من اندازه تمام دنیا میخوامت و کنارتم
بغض گلوم رو گرفت
گفتم مگه آدم چی میخواد تو این دنیا جز اینکه بدونه یه نفر همیشه هست و نمیزاره اون حس تنهایی لعنتی بیاد سراغش
از اون شب خیلی میگذره
هنوزم هوا که سرد میشه و بارون میزنه رو بخار شیشه براش می نویسم:
" دنیامی " ❤
‌┈••✾❀♡🄱🄰🄷🄰🅁♡❀✾••┈
دیدگاه ها (۱۰)

هیچ وقت نمیذاشت چیزی تو دستم باشهبهار که میشدباهام که راه می...

آخرش یک نفر از راه میرسد،که بودنش جبران تمام نبودن هاست ...ج...

بچه که بودم یه جوجه داشتم خیلی دوسش داشتمفکر میکردم اونم خیل...

جانا...❤من باشم و تو باشی و باران،چه دیدنیستبی چتر،حس پرسه ز...

تک پارتیThe name of the story: My love(عشق من)پس از کلی دعوا...

Part: 18The name of the story: My cold CEO(مدیر عامل سرد من)...

#قمار_سرنوشت پارت²³بارون میومد و لونا عاشق قدم زدن زیر بارون...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط