الکس به قولش عمل نکرد بیشتر دختر عذاب داد داخل این یک هفت
الکس به قولش عمل نکرد بیشتر دختر عذاب داد داخل این یک هفته دخترک زندانی بود جی هان بخاطر عملیات نمی تونست بهش سر بزنه ولی روزش رسید و جی هان اومد به سمت پله ها قدم برداشت و در اتاق باز کرد ولی با چیزی که دید خون به مغزش نرسید اون لیا بود که غرق خون روی زمین بود سریع سمت لیا حرکت کرد با دستش لیا برگردون ولی دیگه دیر شده بود
دخترک پر کشید بود
تموم شده بود واقعا حق این دخترک بود که به بی رحم ترین شکل پر بکشه
جی هان آروم دختر بغل کرد و اشک می ریخت و داد می زد عشقش پر کشید بود دخترک آروم بلند کرد اشک می ریخت و از اتاق بیرون رفت و از پله ها پایین رفت از پیش الکس رد شد و با لحن عجیبی گفت
جی هان: اینجا تموم نمیشه فهمیدییی ( عربده ) و آروم بیرون رفت و امروز روزی بود که جی هان فرشته کوچولوش به خاک می سپرد دخترک پر کشید ولی همراه خودش قلب جی هان هم پر کشید جی هان امروز همراه دختر قلب خودش هم همراهش خاک کرد
یک سال بعد ...........
جی هان تونست خودش جمع کنه و غم دخترک کمتر کنه ؟
ویو جی هان : امروز روزی بود که دخترک پر کشید بود جی هان تمام باند خبر کرد و به سمت عمارت الکس حمله کرد و تمام خانواده الکس کشت تک تک خانواده الکس کشت و جلو الکس انداخت الکس که با اینکه بی رحم بود با دیدن عزیزانش. دید چشماش پر از اشک شد
جی هان: (خنده عصبی روانی )
الکس به سمت جی هان حمله کرد که بادیگارد ها الکس گرفتن و جی هان با غمی که تو دلش بود
جی هان: امروز همون روزی هست که یک سال پیش لیا کشتی امروز کار تو هم تموم میشه
و به سمت الکس شلیک کرد ولی نه یک بار چندین بار
جی هان از عمارت خارج شد و به سمت دخترک حرکت کرد و با گریه ای که داشت آروم گفت
جی هان: انتقامت گرفتم خوشگلم الان منم میام پیشت ببخشید دیر شد
و به سمت خودش شلیک کرد............... پایان
درسته جی هان نتونست عشقش تو این دنیا داشته باشه ولی تونست اون دنیا بهش برسه 🥀
بچهها اگه غلط املایی دیدی تعجب نکنید آخه تند تند نوشتم اصلأ نمی دونم چیکار کردم 🥲🥲
دخترک پر کشید بود
تموم شده بود واقعا حق این دخترک بود که به بی رحم ترین شکل پر بکشه
جی هان آروم دختر بغل کرد و اشک می ریخت و داد می زد عشقش پر کشید بود دخترک آروم بلند کرد اشک می ریخت و از اتاق بیرون رفت و از پله ها پایین رفت از پیش الکس رد شد و با لحن عجیبی گفت
جی هان: اینجا تموم نمیشه فهمیدییی ( عربده ) و آروم بیرون رفت و امروز روزی بود که جی هان فرشته کوچولوش به خاک می سپرد دخترک پر کشید ولی همراه خودش قلب جی هان هم پر کشید جی هان امروز همراه دختر قلب خودش هم همراهش خاک کرد
یک سال بعد ...........
جی هان تونست خودش جمع کنه و غم دخترک کمتر کنه ؟
ویو جی هان : امروز روزی بود که دخترک پر کشید بود جی هان تمام باند خبر کرد و به سمت عمارت الکس حمله کرد و تمام خانواده الکس کشت تک تک خانواده الکس کشت و جلو الکس انداخت الکس که با اینکه بی رحم بود با دیدن عزیزانش. دید چشماش پر از اشک شد
جی هان: (خنده عصبی روانی )
الکس به سمت جی هان حمله کرد که بادیگارد ها الکس گرفتن و جی هان با غمی که تو دلش بود
جی هان: امروز همون روزی هست که یک سال پیش لیا کشتی امروز کار تو هم تموم میشه
و به سمت الکس شلیک کرد ولی نه یک بار چندین بار
جی هان از عمارت خارج شد و به سمت دخترک حرکت کرد و با گریه ای که داشت آروم گفت
جی هان: انتقامت گرفتم خوشگلم الان منم میام پیشت ببخشید دیر شد
و به سمت خودش شلیک کرد............... پایان
درسته جی هان نتونست عشقش تو این دنیا داشته باشه ولی تونست اون دنیا بهش برسه 🥀
بچهها اگه غلط املایی دیدی تعجب نکنید آخه تند تند نوشتم اصلأ نمی دونم چیکار کردم 🥲🥲
- ۲۲.۴k
- ۲۷ آذر ۱۴۰۳
دیدگاه ها (۷)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط