نعشه ی شعرم ولی دارم خماری میکشم

نعشه ی شعرم ولی دارم خماری میکشم
گوشه ی دنج اتاقم بی قراری میکشم
تکه های خاطراتم را کنار میکشم
پشت عکس یادگاری یادگاری میکشم
روزگارم را اگر یک روز نقاشی کنم
یک قفس با خاطراتم یک قناری میکشم 😔نفسم😔
دیدگاه ها (۷)

😔😔😔

میسوزم ومیسازم 😔😔😔

صد خوبی ویک گند به گندت بنویسند صد قهقهه ویک ونگ ..به ونگت ب...

تنهایی ام را می کشم بردوش ...تنهاییدر روزگاری که ندارد عشق ه...

چپتر یازدهمدروغ شیرین وقتی بهتر شد حتما ازش می پرسم !نگاهم ر...

#pain #P⁸⁶#season²پیرمرد صاحب کافه به همراه همسرش وارد گالری...

مردی در ساحل...[پارت آخر]چند ماه بعد...خانه دیگر شبیه روزهای...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط