عاشقانه های شبنم
زیرباران تو خیابان
هی نوشتم
پاک کردم
خط زدم و
کاغذ مچاله کردم
قدم زدم و با مشتهام تن دیوار رو نوازش کردم
امشب زیر آسمون خدا
با قطره قطرهی بارون
اسم تو رو داد که نه! نعره زدم
هیچی آرومم نمیکنه
نه قدم زدن.نه نوشتن...
حتی دیگه آلبوم عکسهات و خیالت هم برا آروم کردنم کافی نیست
من اینجا، تو این خیابان کنار خودم یه چیزی کم دارم
یه چیزی مثل چشات
مثل نگات مثل نفسهات مثل دستهات
من اینجا صدای خندههاتو کم دارم
یک خیابان وکوهی ازدلتنگی
هی نوشتم
پاک کردم
خط زدم و
کاغذ مچاله کردم
قدم زدم و با مشتهام تن دیوار رو نوازش کردم
امشب زیر آسمون خدا
با قطره قطرهی بارون
اسم تو رو داد که نه! نعره زدم
هیچی آرومم نمیکنه
نه قدم زدن.نه نوشتن...
حتی دیگه آلبوم عکسهات و خیالت هم برا آروم کردنم کافی نیست
من اینجا، تو این خیابان کنار خودم یه چیزی کم دارم
یه چیزی مثل چشات
مثل نگات مثل نفسهات مثل دستهات
من اینجا صدای خندههاتو کم دارم
یک خیابان وکوهی ازدلتنگی
- ۱.۹k
- ۰۳ اردیبهشت ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط