داثطان یوکیح پارط یکح😨😱

داثطان یوکیح پارط یکح😨😱


یوکی با پدر و مادر و خواهر کوچیکش تو شهر اوساکای ژاپن زندگی میکردن و هم دیگه رو خیلی دوست داشتن تا یه شب ننه بابای یوکی میرن بیرون✌🏻


بعد چند ساعت که یوکی میبینه نیومدن خونه میره به همسایه ها میگه همسایه ها هم به پلیس میگن

بعد چند روز گشت و گذار پلیسا به خاله یوکی خبر(تنها فامیل یوکی) میدن جنازه پدر و مادر یوکی جلوی یه کافه ی قدیمی زیر درخت شکوفه پیدا شده(:

خاله کصمغزشونم زارت میره میگه به یوکی و یوکی چندین ماه افسرده میشه و توی اون چند ماه یوکی و خواهرش پیش خالشون بودن(یوکی5سالش بوده و خواهرش3)🤓👌🏻


خالشون که میفهمه نمیتونه ازشون نگهداری کنه میفرستتشون یتیم خونه🥀

توی یتیم خونه که بودن بقیه بچها همش یوکی و کتک میزدن و جالب اینه یوکی واسه اینکه خواهرش اسیب نبینه همیشه خودشو مینداخته روش که اونو نزنن(:


توی یتیم خونه یوکی خیلی مودب و مهربون بود واسه همین همه بچها بهش حسودی میکردن😹

راستی یکم داستانشو عوض کردم😹🤓

پارت2؟
دیدگاه ها (۰)

زندگی نامه یوکیم بزارم؟🤓(عنتون میگیره ازش)

https://wisgoon.com/bar_k14برید بچمو فالو کنید کصکشا☝🏻😡

ریدمان جدید

ببخشید بچه ها من پارت قبلی چک نکردم به ده لایک رسوندین😂خب جد...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط