این سر که ز اندیشه مرا بر سرِ زانوست

این سر که ز اندیشه مرا بر سرِ زانوست
گر بر سرِ زانوی تو می‌بود، چه می‌بود؟

#ܭُنج‌‌ِخیـاܠ♡
دیدگاه ها (۶)

گر مرا ترک کنی من ز غمت می سوزم ،آسمان را به زمينجان خودت می...

خبـرت هست که از خویش خبر نیست مرا ؟گــذری کن که ز غـم راهگـذ...

آمدن سرکوه تو ضرور است مراچو ز پا بیافتمبا سر می آیم🐣

گمان مبر که ز مهر تو دست وادارم که گر چه خاک زمینم کنی، هوا ...

سخن عشق تو بی آن که برآید به زبانم رنگ رخساره خبر می‌دهد از ...

گَر تو شَوی گُناهِ مَن توبِه نِمیکُنم مَن زِ تو

تو گر گناہِ من شوی، توبه نمی‌کنم ز توجامِ لبت بنوشم و باز گن...

🔺تو کانادا، زانوی پاش آسیب می‌بینه و...بقیه ماجرا...

گر ز چشمانت بگويم شعر بی‌پايان شودگر ز موهايت بگويم رازِ شب ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط