کسی نخواهددانست که زیرهجوم این افکار،چگونه هرتکه ام گوشه

کسی نخواهددانست که زیرهجوم این افکار،چگونه هرتکه ام گوشه ی ازاین اتاق افتادومن صبح بدون آنکه همراهی داشته باشم خودرابازجرجمع کردم ادامه دادم
دیدگاه ها (۷)

سیلام سیلامممم

هَـوَلِـتَـم دُخـتَـر>>👧🏻🌶#پارت_65با دستم هلی به کتابخونه دا...

صبح یعنىهمہ ے شهر پر از بوے “خداست”عابرى گفت :کہ این “مطلق ن...

من قوى باشم؟ من با حال بد مهمونى رفتم رقصيدم، شوخى كردم خندي...

روباه کوچولوی من پارت دوازده ꒷︶꒷꒥꒷‧₊˚꒷︶꒷꒥꒷‧₊˚>> داخل اتاق @و...

سقوط درخشان یک دیوانهپارت ۱۵ *آوا*آبروتون رو میبرم .به این ر...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط