عاشقانه های شبنم بوقت سفر

امشب به پای آرزوهایی که گندیده
یک فرصتی پیش آمده تا صبح بیدارم
دستم دخیل قفل گیسوی تو می باشد مانند یک مجرم بکن هر لحظه احضارم
امشب به چشم یک نفر مجرم نگاهم کن
تا لا اقل آسوده بر هم چشم بگزارم
امشب پناه من نفس های تو می باشد
شب های بی تو می دهد هرفعه آزارم
امشب خودم را در ضریح ات دار خواهم زد
آیا مرادم می دهی یاگام بر دارم!؟
دیدگاه ها (۰)

عاشقانه های شبنم بوقت سفر

عاشقانه های شبنم بوقت سفر

عاشقانه های شبنم با امام رضا

عاشقانه های شبنم

« قمار عشق »Part:15تهیونگ که با تن صدای جونگکوک و حرفش ترسید...

«مردی بین ما »پارت ۱۶: «شامی با طعم دروغ» صدای برخورد قاشق و...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط